تبلیغات
عقیق - مسجد جمکران

سند تاسیس مسجد مقدس جمكران واسراروبركات آن را بیان كنید؟

پاسخ:

سند خیلی از چیزها وجود موثر آنها می توند باشد ،وجود بنایی كه سالها درآن عبادت انجام گرفته ومعروفیت معنوی آن به عظمت معنوی مربوط است كه دربین مردم جایگاه عظیمی پیدا كرده نه تبلیغی واسمی كه از سوی گروه وفرد خاص معروفیت پیدا كند.ونه مثل مراكزی كه باطل بوده وبوسیله ی پول استعمارگران ساخته شده وتبلیغ می گردد.
یكی از مكان های مقدس و منتسب به امام زمان (عج) مسجد مقدس جمكران است كه در شش كیلومتری شهر مذهبی قم قرار دارد. این مسجد بیش از یك هزار سال پیش به فرمان آن حضرت در بیداری ـ نه در خواب ـ تأسیس گردید كه جلوه گاه عنایات و كرامات امام زمان (عج) و میعادگاه منتظران و شیفتگان قائم آل محمد(صلی الله علیه وآله) است.
مرحوم میرزا حسین نوری در كتاب نجم الثاقب (1)درباره ی تاریخچه ی تأسیس مسجد جمكران چنین
شیخ فاضل حسن بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، در كتاب تاریخ قم از كتاب مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین (از تألیفات شیخ صدوق) بنای مسجد جمكران را به این عبارت نقل كرده است:
شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمكرانی می گوید: من شب سه شنبه 17 ماه مبارك سال 393 هـ ق در خانه ی خود خوابیده بودم كه ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار كردند و گفتند برخیز و خواسته ی امام مهدی(عج) را اجابت كن كه تو را می خواند. آنها مرا به محلی كه اكنون مسجد (جمكران) است آوردند.
حضرت مهدی مرا به نام خواندند و فرمودند: «برو به حسن بن مسلم بگو: این جا زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمین های دیگر برگزیده و شریف كرده است تو آن را گرفته به زمین خود ملحق كرده ای ...».
حسن بن مثله عرض كرد: سید و مولای من! مرا در این باره نشانی لازم است, زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی پذیرند. امام فرمودند: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در این جا، علامتی می گذاریم كه گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سید ابوالحسن و بگو تا بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چندساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بنای مسجد بنهند و باقی وجوه را از رهق (2)به ناحیه ی اردهال كه ملك ماست، بیاورد و مسجد را تمام كند و نصف رهق را بر این مسجد وقف كردیم كه هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد كنند. مردم را بگو تا به این (مكان روی بیاورند) و چهار ركعت نماز در این جا بگذارند: دو ركعت تحیّت مسجد در هر ركعتی یك بار سوره ی حمد و هفت بار سوره ی «قل هو الله احد» ]بخوانند[ و تسبیح ركوع و سجود را هفت بار بگویند, و دو ركعت نماز صاحب الزمان بگذارند، (به این تربیت) كه در هنگام خواندن سوره ی [حمد چون به (ایاك نعبد و ایاك نستعین) برسند، آن را صد بار بگویند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. ركعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند، تسبیح ركوع و سجود را نیز هفت بار بگویند. هنگامی كه نماز تمام شد، تهلیل (لااله الاالله) بگویند و تسبیح فاطمه ی زهرا(علیها السلام) را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش بفرستند». پس از آن، حضرت به من اشاره كردند كه برو! چون مقداری راه پیمودم، مرا صدا كردند و فرمودند: «در گله ی جعفر كاشانی (چوپان) بُزی است، باید آن بز را بخری, اگر مردم پولش را دادند با پول آنان خریداری كن وگرنه پولش را خودت بپرداز. فردا شب آن بز را بیاور و در این (محل) قربانی كن و گوشت آن را بر بیماران و كسانی كه مرض صعب العلاج دارند انفاق كن كه حق تعالی همه را شفا دهد. آن بز أبلق است، موهای بسیار دارد، هفت نشان سفید و سیاه، هر یكی به اندازه ی یك درهم، در دو طرف آن, سه نشان در یك طرف و چهار نشان در طرف دیگر است». آن گاه به راه افتادم. (3)
حسن بن مثله می گوید:

من به خانه رفتم و همه ی شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع كرد، نماز صبح خواندم، به نزد علی منذر رفتم و قضیه را با او در میان نهادم و همراه علی منذر به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: به خدا سوگند كه نشان و علامتی را كه امام فرموده بود، این جا نهاده است و آن، (این حدود مسجد) با میخ ها و زنجیرها مشخص شده است. آن گاه به نزد سید ابوالحسن الرضا رفتیم. چون به سرای وی رسیدیم، غلامان ایشان گفتند: شما از جمكران هستید؟ گفتیم: آری. پس گفتند: از اول (صبح) سید ابوالحسن در انتظار شماست ... . به حضورش رسیدیم. گفت: ای حسن بن مثله! من خوابیده بودم شخصی در عالم رؤیا به من گفت: شخصی به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمكران پیش تو خواهد آمد، آن چه بگوید اعتماد كن و گفتارش را تصدیق كن. از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم.
حسن بن مثله داستان را مشروحاً برای او نقل كرد. سید ابوالحسن دستور داد بر اسب ها زین نهادند و به سوی ده جمكران رهسپار گردیدند. چون به نزدیك ده رسیدند، جعفر (چوپان) را دیدند كه گله اش را در كنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله به میان گله رفت و آن بز كه از پشت گله می آمد به سویش دوید. حسن بن مثله آن بز را گرفت. سپس آن را به جایگاه آوردند و سر بریدند. سید ابوالحسن به محل معهود آمد و حسن بن مسلم را احضار كرد و منافع زمین را گرفت. آن گاه وجوه رهق را نیز از اهالی آن جا گرفتند و به بنای مسجد پرداختند. سید ابوالحسن الرضا، زنجیرها و میخ ها را به قم آورد و در خانه ی خود نگه داری كرد و هر بیمار صعب العلاجی اگر خود را به زنجیرها می مالید، شفا می یافت.
(4)ابوالحسن محمد بن حیدر گفت: به طور مستفیض شنیدم، پس از آن كه سید ابوالحسن الرضا وفات كرد و در محله ی موسویان (خیابان آذر فعلی) مدفون شد، یكی از فرزندانش بیمار گردید، داخل اطاق شد، سر صندوق را برداشت، ولی زنجیرها و میخ ها را نیافت.
(5)منابعی كه در باره ی مسجد جمكران گزارش داده اند:
1. مرحوم شیخ صدوق (متوفای 381 هـ ق) داستان تأسیس جمكران را در كتاب مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین مشروحاً بیان كرده است.
(6)2. حسن بن محمد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، صاحب كتاب تاریخ قم، تفصیل قضیه ی مسجد جمكران را از كتاب شیخ صدوق نقل كرده است.
(7)3. مولی محمد باقر مجلسی (متوفای 1110 هـ ق) در مورد كتاب تاریخ قم می نویسد: كتاب معتبری است، ولی نسخه ی عربی آن را ندیدم، بلكه ترجمه ی فارسی آن را مشاهده كردم.
(8)4. محدث بزرگ، سید نعمت الله جزایری ترجمه ی فارسی كتاب تاریخ قم را مشاهده و قضیه ی بنای مسجد مقدس جمكران را با خط خود از آن نقل كرده است.
(9)5. میرزا عبدالله افندی اصبهانی، (متوفای 1113 هـ ق) نسخه ای از ترجمه ی فارسی كتاب تاریخ قم را در قم مشاهده و گزارش آن را در تألیف خود، ریاض العلماء، ذكر كرده است.
(10)6. سید امیر محمد اشرف (متوفای 1145 هـ ق) معاصر علامه مجلسی، متن عربی كتاب تاریخ قم را مشاهده و از آن نقل نموده است.
(11)7. متن عربی تاریخ قم به دست آقا محمد علی كرمانشاهی، فرزند وحید بهبهانی، (متوفای 1216 هـ ق) رسیده و وی در حاشیه ی خود بر كتاب نقد الرجال تفرشی، خلاصه ی قضیه را از نسخه ی عربی آن نقل كرده است.
(12)8. محدث بزرگ، میرزا حسین نوری (متوفای 1320 هـ ق) داستان و قضیه ی حسن بن مثله را از ترجمه ی تاریخ قم، از دست خط سید نعمت الله جزایری، در كتاب جنة المأوی آورده است.
(13)با توجه به منابع فوق می توان گفت، گرچه منبع اول قضیه ی تأسیس مسجد جمكران، یعنی كتاب مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین، در طول زمان مفقود شده، ولی حسن بن محمد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، كه به كتاب و مؤلف شریف آن دست رسی داشته در كتاب تاریخ قم از آن كتاب نقل نموده و دیگران در قرون بعدی نسخه ی عربی و ترجمه ی فارسی آن را مشاهده و از آن نقل كرده اند.
آیت الله العظمی مرعشی نجفی در تأیید نسبت مسجد جمكران به امام زمان(عج) می فرماید:
این مسجد شریف مورد احترام كافّه ی شیعه بوده است، از غیبت صغری تا به امروز كه حدود یك هزار و بیست و دو سال می شود و همین طور كه شیخ بزرگوار مرحوم صدوق كتابی به نام مونس الحزین دارند كه حقیر آن نسخه را ندیده ام ولی مرحوم آقای حاج میرزا حسین نوری، استاد حقیر از آن كتاب نقل می فرماید، و بالجمله این مسجد مقدس مورد احترام علمای اعلام و محدثین كرام شیعه بوده و كرامات متعددی از مسجد جمكران دیده شده است.
(14)آیة الله مرتضی حائری می نویسد:
مسجد جمكران یكی از آیات باهرات عنایت آن حضرت است و توضیح این مطلب در ضمن چند جهت كه شاید خیلی از آن غافل باشند مذكور می شود:
1. داستان آن در بیداری است و از كتاب تاریخ قم كه معتبر است از مرحوم صدوق نقل شده است. مرحوم آقای بروجردی كه مردی دقیق بود می فرمود این داستان در زمان صدوق واقع شده است و او نقل كرده است كه دلالت بر كمال صحت آن دارد.
2. داستان مشتمل بر جریانی است كه مربوط به یك نفر نیست برای این كه صبح كه مردم بیدار می شوند، می بینند با زنجیر علامت گذاشته شده است كه این زنجیرها به درخواست خود شخص حسن به عنوان علامت مسجد كشیده شده تا مردم باور كنند و این زنجیر مدتی در منزل سید محترمی به نام ابوالحسن الرضا بوده است و مردم استشفا به آن می نموده اند و بعداً (بدون دلیل) مفقود می شود.
3. جای دور از شهر و در وسط بیابان، جایی نیست كه مورد جعل یك مرد جمكرانی شود، آن هم دست تنها، در یك شب ماه رمضان.
4. نوعاً مردم عادی به واسطه ی خواب، یك امام زاده را معین می كنند و مسجد از تصور مردم عادی دور است.
5. اگر پیدایش این مسجد روی احساسات مذهبی و علاقه ی مفرط به حضرت صاحب الامر بود، باید ]دستور العمل آن[ سراسر توسل به آن بزرگوار باشد و در همین اوان مردم بیشتر زیارت حضرتش را در آن مسجد قرائت می كنند و متوسل به آن بزرگوار می شوند، در صورتی كه در این دستور معنوی اصلاً اسمی از حضرت نیست، حتی تا به حال بیشتر معروف به مسجد جمكران ا ست، نه مسجد صاحب الزمان.
6. متن دستور موافق با أدله ی دیگری است, برای این كه هم تحیّت مسجد وارد شده است و هم نماز صد بار (ایاك نعبد و ایاك نستعین) و هم تهلیل و هم تسبیح فاطمه ی زهرا و صلوات بر پیامبر(صلی الله علیه وآله)و آل او.
7. در آن موقع كه زمین این قدر بی ارزش بوده است فقط مساحت كوچكی (به آن اختصاص داده) حدود سه چشمه از مسجد فعلی است كه در زمان ما خیلی بزرگ شده است.
(15)از این رو می توان گفت كه این مسجد به یقین به دستور آن حضرت (عج) بنا گردیده و مورد عنایت و توجه ویژه ای است و شبهه افكنی درباره ی اماكن مقدسی نظیر مسجد جمكران با اهداف خاص و نشانه گرفتن عقاید مردم است. این نگرش ها ریشه در اندیشه های استعماری دشمنان اسلام دارد كه در طول تاریخ با ترفندهای مختلف اندیشه ی ناب مهدویت و موعودگرایی را نشانه گرفته و در تمام این مقاصد نا كام مانده اند. در طول تاریخ این گونه تفكرات حاصلی جز بدنامی و ننگ و شكست برای صاحبان آن نداشته است كه امید می رود مایه ی عبرت دیگران باشد.

اسرار وبركات آن :
1- فضیلت عبادت در مسجد جمكران :از عبادات مهمی كه در این مسجد انجام می گیرد دو نمازی است كه به توصیه ی حضرت ولی عصر (عج) زایران این مسجد به جا می آورند. در اهمیت این دو نماز همین بس كه آن حضرت می فرماید:
فَمَن صَلّا هُما فَكانَّما صلّی فی البیت العتیق, (16)هر كس این دو نماز را بخواند، گویی در خانه ی كعبه نماز خوانده است.

2- ملاقات با امام زمان (عج)از زمان بنای مسجد جمكران (373 هـ ق) تا به امروز هزاران نفر از مشتاقان دیدار ولی عصر(علیه السلام)به وصال معشوق خویش رسیده اند كه گوشه هایی از این ملاقات ها در كتاب های زیادی كه در این باره نوشته شده، انعكاس یافته است. مرحوم آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی(رحمه الله) می فرماید:
حضرت صاحب الزمان (عج) در این مسجد به طور مكرر دیده شده است.
(17)شایان ذكر است كه همواره لازم نیست ادعای ملاقات با امام زمان(علیه السلام) مورد انكار قرار گیرد. چون در توقیعی كه امام زمان(علیه السلام)به آخرین نایب خویش در زمان غیبت صغری نوشته اند، تنها افرادی را كه «به عنوان نایب خاص» ادعای مشاهده ی حضرت را كرده اند، دروغ گو معرفی شده اند.
(18)یكی از علمایی كه چندین بار خدمت امام زمان (عج) رسیده مرحوم میرزا تقی زرگری تبریزی است.
یك صبح پنج شنبه ای، وی با حالت خوشی به طرف مسجد مقدس جمكران حركت می كند. عده ای از دوستان او كه منتظرش بودند گمان می كنند كه آقای زرگری نیامده است. از طلّابی كه از مسجد می آمدند می پرسند: شما آقای زرگری را ندیده اید؟ آنها می گویند: چرا، او با سید بزرگواری به طرف مسجد جمكران می رفت. رفقای ایشان به طرف مسجد جمكران می روند وقتی وارد مسجد می شوند، می بینند او در مقابل محراب افتاده و بیهوش است. او را به هوش می آورند و از او می پرسند چرا بیهوش شدی؟ او می گوید: من دیدم حال خوشی دارم لذا تنها به طرف مسجد جمكران حركت كردم. در راه با حضرت بقیة الله مناجات می كردم تا به مقابل محراب مسجد رسیدم و در همین حین اشعاری قرائت می كردم و اشك می ریختم. ناگهان صدایی از طرف محراب بلند شد و پاسخ مرا داد. من طاقت نیاوردم و از هوش رفتم. معلوم شد كه تمام راه در خدمت حضرت بقیة الله(علیه السلام) بوده است.
(19)حكایت دیگر مربوط است به حضرت آیت الله محمد تقی بافقی:
ایشان در دوره ی مرجعیت حضرت آیت الله حائری یزدی (ره) مقسّم شهریه ی طلبه ها بوده است. طلبه ها از ایشان درخواست عبای زمستانی می كنند. ایشان مسئله را با آیت الله حائری در میان می گذارد. آیت الله حائری می گوید: من (جز توسل) راهی ندارم كه از آن حضرت بگیرم. آیت الله بافقی عرض می كند: من ان شاء الله از حضرت می گیرم. شب جمعه به مسجد جمكران می رود و روز جمعه برمی گردد و به مرحوم حائری می گوید: حضرت صاحب الزمان (عج) وعده فرمودند كه فردا چهارصد عبا مرحمت می فرمایند. روز شنبه (یك روز بعد) یكی از تجار چهار صد عبا می آورد كه در بین طلبه ها تقیسم می شود.
(20)
3- عنایات امام زمان (عج) به پناهجویان مسجد جمكران:مراجعین این مكان مقدس برای اظهار ادب ورفع گرفتاریهای خود به این مسجد روی می آورند وهرهفته دراینحا به عبادت وراز ونیاز باپروردگارمی پردازند .
ً ازاین روی اینان مورد عنایت و توجه خاص حضرت صاحب الزمان(علیه السلام)هستند زایران این مسجد مقدس اند واین مسجد دردوره ی غیبت كبری كه مردم به امام معصوم دسترسی ندارد به منزله ی خانه آن حضرت است كه پناهگاه بیچاره گان می باشد. آیت الله شیخ مرتضی حائری می نویسد: این مسجد از عنایات خاصه ی حضرت صاحب الزمان است.
(21)حكایتی نقل شده است از سید شریف، سید مرتضی حسنی معروف به ساعت ساز قمی كه از اشخاص باحقیقت و متدیّن شهر قم و به نیكی و پارسایی مشهور و معروف كه: شب پنج شنبه ای در فصل زمستان كه هوا بسیار سرد و برف زیادی هم روی زمین قریب به نیم متر نشسته بود، ناگاه به خاطرم آمد كه شب پنج شنبه و موسم رفتن مرحوم بافقی به مسجد جمكران است. با خود گفتم كه حتماً با این هوا و برف امشب به مسجد نمی روند. لكن دلم طاقت نیاورد. بعد از جستوجو متوجه شدم كه ایشان با چند نفر از طلاب به سمت مسجد جمكران رفته اند. به طرف مسجد جمكران حركت كردم اما یك نانوا در میدان میر به من گفت بیخود نرو، چون به آنها قطعاً نخواهی رسید و شاید الان، اگر به خطری برنخورده باشند، نزدیك مسجد باشند. اما من نگران بودم از این كه با این شدت سرما و برف پیش آمدی برای آنان رخ داده باشد. ولی چاره ای نداشتم و به خانه مراجعت كردم و پیوسته پریشان بودم به طوری كه اهل خانه ام از پریشانی من مضطرب و اندوهناك بودند. همان شب در خواب حضرت صاحب الزمان (عج) را دیدم كه وارد منزل شدند و به من فرمودند: سید مرتضی چرا مضطربی؟ وقتی علت را گفتم، حضرت فرمودند: سید مرتضی گمان می كنی كه من از حال شیخ بی خبرم؟ الان رفتم مسجد و وسایل استراحت او و اصحابش را فراهم كردم. سید مرتضی می گوید: صبح زود برخاستم و به تفحّص صدق این خواب برآمدم تا رسیدم به یكی از همراهان مرحوم بافقی و به عجله گفتم: قضیه و چگونگی رفتن و وسایل آنجا را برایم تعریف نما. او گفت: بلی دیشب حاج شیخ ما را برداشته و به مسجد جمكران روان شدیم و هوا بسیار سرد و برفی بود، ولی وقتی از شهر خارج شدیم، یك حرارت و شوق دیگری داشتیم تا به مسجد رسیدیم. وقتی به مسجد رسیدیم متحیر بودیم كه شب را از سرما چگونه به روز بیاوریم. ناگاه جوان سیدی وارد شد و به حاج شیخ بافقی گفت: می خواهید كرسی و لحاف و آتش برایتان حاضر كنم؟ ایشان گفتند: اختیار با شماست. آن سید از مسجد بیرون رفت ولی چند دقیقه ای طول نكشید كه برگشت و با خود آن وسایل را آورد ... سید مرتضی گفت: من می دانم آن سید جوان كی بود... و الحمدلله كه دیدم و فهمیدم كه مولایم از حاج شیخ محمد تقی بافقی غافل نیست.
(22)4-مسجد جمكران محل برآورده شدن حاجات و برطرف شدن گرفتاری ها وشفا یافتن بیماران .
مسجد جمكران در طول تاریخ همواره مورد توجه علما و شیعیان بوده است. عده ی زیادی با تشرّف به این مكان شریف و توسل به حضرت مهدی(علیه السلام) حاجات خود را گرفته اند. مرحوم آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی می فرماید:
حقیر خود مكرر كراماتی از آنجا مشاهده كرده ام. چهل شب چهار شنبه مكرر موفق شدم كه در آن مسجد بیتوته كنم و حاجات خود را بگیرم. جای تردید نیست كه این مسجد از مكان هایی است كه مورد توجه و محل نزول بركات الهی است و پس از مسجد سهله كه در كوفه به وجود حضرت ولی عصر منتسب است، بهترین جایی است كه به امام زمان(عج) انتساب دارد.
(23)آیت الله دیباجی می فرماید:
هر وقت برای خودم یا یكی از دوستان مشكلی پیش آمد كند، راهی مسجد مقدس جمكران می شوم. بارها از این مسجد شریف كراماتی دیده و شنیده ام.
(24)آیت الله محسنی ملایری می فرماید:
بزرگانی مانند مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالكریم حائری، مرحوم آیت الله بروجردی، مرحوم آیت الله حجّت و مرحوم آیت الله گلپایگانی توجه خاصی به مسجد مقدس جمكران داشتند و همواره در مشكلات حوزه به آن مكان مقدس پناه می بردند و حل مشكلات خود را می یافتند.
(25)آیت الله فاضل لنكرانی فرمودند:
هر وقت برای حضرت آیت الله بروجردی مشكلی پیش می آمد، مرحوم پدرم كه خود از عاشقان امام زمان (عج) بود و علاقه ی زیادی به مسجد مقدس جمكران داشت به محضر آقا عرض می كرد: یك قربانی برای مسجد جمكران بفرستید تا دفع مشكل شود.
(26)آیت الله نوری همدانی در همین باره می فرماید:
«چند سال پیش یكی از دوستان بنده درد پای شدیدی عارضش شد به طوری كه از چند قدم راه رفتن عاجز بود. بعضی از اطبّا گفته بودند برای مداوا و معالجه باید روی پای او عمل جراحی صورت گیرد و تازه معلوم نیست كه عمل نتیجه بخش باشد. یك شب چهارشنبه ای این بنده ی خدا به منزل ما آمد و سپس به مسجد جمكران رفت. هنگام صبح در حالی كه خوشحال بود و پاهایش كاملاً خوب شده بود مراجعت كرد.
(27)در پایان این بحث حكایت كوتاه دیگری را از دریای عنایات حضرت صاحب الزمان (عج) كه به مسجد مقدس جمكران مرتبط است از زبان آیت الله احمدی میانجی بیان می كنیم. ایشان به نقل از فردی می گوید:
پسرم مبتلا به بیماری سل شده بود و من خرج دكتر و دوا را نداشتم با پسرم عریضه ای نوشته و به مسجد جمكران بردیم، نماز خواندیم و دعا كردیم و برگشتیم. دو روز بعد به تهران جهت معاینه به نزد دكتر رفتیم. وقتی دكتر معاینه كرد، گفت: بچه ات را برای چه آورده ای؟ گفتم: ایشان سل دارد. گفت: نه ایشان سالم است. من فهمیدم كه از بركت امام زمان در مسجد جمكران پسرم الحمدلله خوب شده است.
(28)حضرت مهدی (عج) می فرماید:
ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم كه اگر جز این بود، دشواری ها و مصیبت ها بر شما فرود می آمد و دشمنان شما را ریشه كن می نمودند. (29)


پاورقی:

1. این كتاب به دستور میرزاى شیرازى توسط میرزا حسین نورى به رشته ى تحریر درآمد و میرزاى شیرازى در تقریظ خود از آن تمجید كرده و نوشته: «این كتابى است در نهایت تمامیت و متانت...». ر. ك: میرزا حسین طبرسى نورى، نجم الثاقب، (قم: انتشارات مسجد جمكران، چ نهم، 1384 ش)، ص 5.
2. رهق از قراء معروف و معمور، و به كاشان نزدیك تر از قم است، لكن از توابع قم است، تقریباً به مسافت ده فرسخ. به نقل از: كچویى قمى، انوارالمشعشعین، (قم: انتشارات كتابخانه ى آیة الله مرعشى نجفى، چ اول، 1381 ش)، ج 1، ص 470، پاورقى, و میرزا حسین نورى، همان، ص 391.
3. همان، ص 391 ـ 392.
4. میرزا حسین نورى، همان، ص 383 ـ 388, و محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، (بیروت: دار احیاء التراث العربى، ط. الثالثة، 1403 هـ ق)، ج 53، ص 230 ـ 233, و ناصر الشریعه، تاریخ قم، (قم: چاپ حكمت، بى تا)، ص 148 ـ 152.
5. میرزا حسین نورى، همان، ص 387.
6. شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعه، (طهران: اسلامیه، ط. الاولى، 1354 ش)، ج 23، ص 383.
7. همان، ص 282.
8. محمدباقر مجلسى، همان، ج 1، ص 42.
9. میرزا حسین نورى، جنة المأوى، (بیروت: دار المحجة البیضاء، ط. الاولى، 1412 هـ ق)، ص 47, و محمدباقر مجلسى، همان، ج 53، ص 234.
10. میرزا عبدالله افندى، ریاض العلماء، تحقیق: سید احمد حسینى، (قم: مطبعة الخیام، 1401 هـ ق)، ج 1، ص 319.
11. محمدباقر مجلسى، همان، ج 53، ص 234, و میرزا حسین نورى، همان، ص 47.
12. محمدباقر مجلسى، همان، ج 53، ص 236 و میرزا حسین نورى، همان.
13. همان.
14. همان، ص 46.
15. شیخ مرتضى حائرى، سرّ دلبران، (قم: دفتر نشر برگزیده، چ اول، 1377 ش)، ص 249 ـ 250.
16. همان، ص 231.
17. على رفیعى، بر ستیغ نور، (قم: كتابخانه ى آیت الله مرعشى، چ دوم، 1375)، ص 94.
18. محمدباقر مجلسى، همان، ج 51، ص 361.
19. سیدعلى اكبر صداقت، مسجد جمكران، (قم: دفتر تبلیغات، بى تا)، ص 16.
20. محمد محمدى اشتهاردى، حضرت فاطمه ى معصومه ى دوّم، (قم: نشر علامه، چ اول، 1375)، ص 198.
21. حسین كریمى قمى، آئینه ى اسرار، (قم: نشر مسجد مقدس جمكران، 1379)، ص 35.
22. سیدعلى اكبر صداقت، همان، ص 20 ـ 18.
23. على رفیعى، همان، ص 14 ـ 95.
24. سیدجعفر میرعظیمى، مسجد مقدس جمكران، (قم: نشر مسجد مقدس جمكران، چ هشتم، 1376)، ص 53.
25. همان، ص 61.
26. همان، ص 51.
27. همان، ص 57.
28. همان، ص 63.
29. محمدباقر مجلسى، همان، ج 53، ص 175 و على بن ابیطالب طبرسى، احتجاج، (بیروت: مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، چ دوم، 1403)، ج 2، ص 497.




طبقه بندی: پرسش وپاسخ،  خواندنی، 
برچسب ها: سند، تاسیس، مقدس، جمکران، مسجد،  

تاریخ : 1391/04/2 | 02:36 ب.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات