تبلیغات
عقیق
عقیق
"طلبه ای که احساس وظیفه می کند"
 
1392/03/24 :: نویسنده : محمد شمسیان



نقش امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ در حماسة عاشورا و حفظ آثار آن چه بود؟

پاسخ:

امام حسین ـ علیه السّلام ـ بر اساس وظیفة الهی خویش و با هدف احیای اسلام و جلوگیری از انحراف در دین و برای زنده نمودن سنت نبوی و روشن نمودن این قضیه كه اسلام راستین غیر از آن اسلامی است كه بنی امیه در جامعه مطرح كرده اند،قیام نموده و برای همیشه تاریخ روشن كرد كه مكاتب و مذاهب خارج از مسیر اهل بیت باطل است. آن حضرت با قربانی كردن خود و بهترین یارانش در این راه، هدف خود را به آیندگان درس داده و نشان داد كه فرزند رسول خدا و معیار حق و اسلام و قرآن است و بنی امیه و سایر خلفا همه از مسیر حق خارج هستند در حقیقت هدف امام پاسداری از امامت بود كه امام سجاد ـ علیه السّلام ـ با مواضع خاص كه با توجه به شرایط خاص زمان خود این هدف امام را محافظت نمود و استمرار مسیر هدایت را با امامت استوار نمود و تمام اهداف قیام امام حسین را در دورة اسارت و پس از آن تبیین نمود.
برای رهایی از ذلت و بردگی و بازیابی عزّت و آزادگی و فراهم ساختن زمینة یك انقلاب ریشه‌دار و بنیادی در سطح گسترده بر ضدّ بیداد و اختناق، راهی جز آگاهی و بیدار سازی مردم نیست. امام حسین ـ علیه السّلام ـ برای رسیدن به هدف مهم به امر خداوند قیام نمود. این حماسة تاریخی دو مرحله داشت: 1. مرحله اول روز عاشورا، 2. مرحلة دوم: بعد از عاشورا...

1. مرحلة اول: در روز عاشورا امام سجاد ـ علیه السّلام ـ به سختی بیمار بود، با این وجود وقتی ندای «هل من ناصر» امام حسین(ع) را شنید، با آنكه از شدّت ضعف و ناتوانی قدرت برداشتن شمشیر را نداشت، راه میدان را در پیش گرفت، امّ‌كلثوم خواست مانع شود. امام سجاد(ع) فرمود:«ای عمه دست از من بردار و بگذار تا پیش روی پسر پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ جهاد كنم» حضرت سید الشهداء ـ علیه السّلام ـ به خواهرش فرمود: «باز دار او را تا كشته نگردد و زمین از نسل آل محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ خالی نماند» بدین ترتیب امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ به عنوان یك مجاهد ـ با وجود بیماری شدید‌ ـ در جهاد شركت جست و به عنوان مطیع مطلق ولایت به سوی خیمه بازگشت تا به گونه‌ای دیگر برای ادامة جهاد وارد عرصه پیكار شود.(1)

2. مرحلة دوم: این مرحله از عصر عاشورا آغاز گردید و پرچم خونین عاشورا به دست امام سجاد ـ علیه السّلام ـ برافراشته شد. امام ـ علیه السّلام ـ مبارزات خود را در ابعاد گسترده‌ای آغاز نمود و از هر فرصتی در این راستا استفاده كرد كه مهم‌ترین آنها را می‌توان در چند بخش زیر خلاصه كرد:

1. خطبه‌های آتشین: امام ـ علیه السّلام ـ برای روشنگری مردم و تبیین معارف حقه و پرده‌برداری از چهرة منفور بنی‌امیه خطبه‌هایی ایراد فرمودند كه اهمّ آنها از این قرار است:

الف) خطبة كوفه: امام ـ علیه السّلام ـ به جمعیتی كه برای تماشای اسیران آمده بودند اشاره كرد كه ساكت شوند، همه سكوت كردند، آنگاه پس از ستایش خدای متعال خود را معرّفی فرمود و با سخنان كوتاه و جانگداز در آن محیط اختناق و ارعاب، طوفانی به پا ساخت. خطبة امام ـ علیه السّلام ـ چنان در عمق روح و جان مردم نفوذ كرد كه ناگهان از هر سو صدای شیون و ندای ندامت بلند شد و مردم همگی از آن حضرت اعلام حمایت نمودند و از دشمنان آنان برائت جستند.(2)

ب) خطبة شام: مردم شام در اثر تبلیغات چهل سالة معاویه شناخت صحیحی از اسلام و خاندان نبوّت ـ علیهم السّلام ـ نداشتند. امام سجاد ـ علیه السّلام ـ با كلام خود در مجلس یزید و در مقرّ حكومت اموی غوغایی ایجاد كرد و در میان اقشار مختلف مردم چنان تحوّلی به وجود آورد كه یزید ترسید شورش شود و به مؤذن دستور داد اذان بگوید امّا با ادامة سخنان امام ـ علیه السّلام ـ فشار افكار عمومی بر یزید اوج گرفت و او مجبور شد بر خلاف مواضع قاطع قبلی، خود را تبرئه كند و مسئولیت فاجعه كربلا را به گردن ابن زیاد اندازد.(3)

ج) خطبة مدینه: هنگامی كه كاروان امام ـ علیه السّلام ـ به نزدیكی مدینه رسید مردم مطّلع شده و به استقبال آنها آمدند، امام ـ علیه السّلام ـ در میان آنها خطبة شور انگیزی ایراد فرمودند و در ضمن آن صحنة جانگداز عاشورا و جنایات بنی امیه را بازگو كردند و با بیانات روشنگرانة خود پرده از حكومت جائر یزید برداشتند.(4) و اذهان مردم مدینه را نسبت به بنی‌امیه آگاه كردند و این زمینه‌ای شد كه بسیاری از قیام‌ها بر علیه امویان در مدینه شكل بگیرد.
2. تبیین معارف حقه و مبارزه در قالب دعا: امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ در محیطی كه ارعاب و اختناق حاكم بود مباحث سیاسی و اصول اعتقادی را در قالب دعا بیان می‌فرمود كه مهم‌ترین آنها مسئلة امامت و رهبری حقیقی جامعة اسلامی و غصب و تصاحب آن توسط حكّام جور بود.(5)
3. برخورد و مبارزه با علماء درباری: اینان كسانی بودند كه فكر و ذهن مردم را به سوی بنی‌امیه جهت می‌دادند و آنان را با وضعی كه بنی‌امیه خواستار آن بودند در جامعه حاكم باشد، عادت می‌دادند و افكار ناشایست و فرهنگ نادرست اموی را در قالب اسلام به خورد مردم می‌دادند به عنوان مثال برخورد شدید امام ـ علیه السّلام ـ با محمّد بن مسلم زهری محدث برجستة درباری است. (6)
4. زنده نگه داشتن یاد و خاطرة عاشورا: واقعة عاشورا در افكار عمومی برای حكومت اموی بسیار گران تمام شد و مشروعیت آن را زیر سؤال بود، امّا برای اینكه این فاجعة عظیم فراموش نشود امام با گریه بر شهیدان و زنده نگه داشتن خاطرة آنان مبارزة منفی را به صورت گریه ادامه داد.(7) شكی نیست كه این اشك‌های سوزان ریشة عاطفی داشت، امّا چگونگی برخورد آن حضرت با این موضوع اثر و نتیجة سیاسی داشت. یادآوری مكرّر قضیة كربلا نمی‌گذاشت ظلم و جنایات حكومت بنی‌امیه از خاطره‌ها فراموش شود.
بنابراین سید الشهداء ـ علیه السّلام ـ حماسة بزرگی در روز عاشورا و در زمین كربلا خلق نمود و امام سجاد ـ علیه السّلام ـ این حادثة تاریخی را از قید زمان و مكان رها نمود و شعار «كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا» را جاودانه ساخت.
5. تربیت شاگردان و اصحاب خاصّی كه هر یك از آنها حافظ دستاوردهای مكتب عاشورا و امامت بودند.



پاورقی:

1. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، تهران، مكتبة الاسلامیه، چاپ سوم، 1371 ش، ج 45، ص 46.
2. جلالی، سید محمّدرضا، جهاد الامام السجاد ـ علیه السّلام ـ ، دار الحدیث، چاپ اول،1418 هـ ق، ص 48.
3. مجلسی، پیشین، ج 45، ص 137.
4. قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، دار الاسوه، چاپ اول،1416 هـ ق، ج7، ص 93.
5. امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ ، صحیفة سجادیه، دفتر انتشارات اسلامی، جامعة مدرسین، چاپ چهارم، 1375 هـ ش، ص 99.
6. قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، تهران، كتابخانة ثنایی، ج1، ص 573.
7. الاربلی، علی بن عیسی، كشف الغمه، بیروت، دار الاضواء، نوبت دوم، 1405 هـ ق، ج2، ص 314.





نوع مطلب : اهل بیت(ع)، پرسش وپاسخ، 
برچسب ها : امام سجاد ع،





«کلید»تان را هم امتحان کرده ایم

کلید شما قفل خانه هیچ «مستضعف»ی را باز نمی کند

کلید شما به درد قفلهای «سوریه» و «بحرین» هم نمی خورد

کلید شما فقط قفل های «کاخ سفید» را باز می کند

البته نگران نباشید

«اشتون» برای شما «ستاد مردمی» زده است؛ در قلب اروپا

نگران «مجید شهریاری» هم نباشید

«خون» اش را شهرداری تهران در گوشه خیابان به خوبی شسته

شما همچنان به «دیپلمات» بودنتان افتخار کنید





نوع مطلب :
برچسب ها :


1392/03/15 :: نویسنده : محمد شمسیان





شیخ «عیسی بن صالح» مفتی سرشناس وهابی در جدید ترین فتوای خود اعلام کرد: جایز است افرادی که از ناتوانی جنسی رنج می برند، فیلم های غیراخلاقی مشاهده کنند، به شرط اینکه بازیگران آن مسلمان باشند!

از سوی دیگر شیخ «جاسم السعیدی» مفتی سرشناس وهابیون بحرین نیز در فتوایی نسبتا مشابه گفت: همان طور که قبلا هم اعلام کرده بودم، اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازه مورد نیاز، البته با اجازه ولی أمر، جایز است

این فتاوی در صورتی از علمای وهابی صادر می شود که به وضوح مخالف ایات شریفه قران است زیرا خدا وند متعال در قرآن می فرماید:
یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکبرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَ یسئَلُونَک مَا ذَا ینفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الاَیتِ لَعَلَّکمْ تَتَفَکَّرُونَ‏.

در باره شراب و قمار، از تو می‏پرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، و[لی‏] گناهشان از سودشان بزرگتر است. » و از تو می‏پرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را.» این گونه، خداوند آیات [خود را] برای شما روشن می‏گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.

یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی حَتی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلا عَابِرِی سبِیلٍ حَتی تَغْتَسِلُوا وَ إِن کُنتُم مَّرْضی أَوْ عَلی سفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائطِ أَوْ لَمَستُمُ النِّساءَ فَلَمْ تجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صعِیداً طیباً فَامْسحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُواًّ غَفُوراً

ای کسانی که ایمان آورده‏اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه می‏گویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه راهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکی از شما از قضای حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‏اید و آب نیافته‏اید، پس بر خاکی پاک تیمّم کنید، و صورت و دستهایتان را مسح نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.

و در خصوص نگاه به نامحرم خداوند در قرآن به حرمت اینگونه عمل اشاره دارد( قل للمومنین یغضّوا من ابصارهم )؛ « به مومنان بگو : چشم های خود را ازنگاه به نامحرم فرو گیرند»/افق نیوز





چند داستان در مورد زندگی حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بیان نموده و حدیثی را ذكر كنید.

پاسخ:

حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ اسوه برترین انسانها به عنوان حجة الله و وسیلة الله، بزرگ انسانی است كه در عمر كوتاه خود، زیبنده و برازندة القابی چون: كوثر، لیلة القدر، أم أبیها، ام الأئمة النجباء، زهرا و فاطمه ـ علیها السلام ـ شد.
بر نسل امروز بویژه جوانان شیعه ایرانی است تا با حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ و منش او بیشتر آشنا گشته و از سیرة آن حضرت در زندگی خویش الگو بگیرند.
داستانی چند از زندگی آن حضرت را ذكر می كنیم.
1. اصل پوشش ظاهر (حجاب) و دارا بودن صفت كمالی عفاف برای زن مؤمنه یكی از وظایف دینی و انسانی به شمار می رود كه زنان مسلمان جهت حفظ تقوی و كسب رضایت خدا و رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و ابراز بندگی خدا از طرفی، و جهت حفظ امنیّت اخلاقی اجتماع از سوی دیگر باید ملتزم به آن باشند.
یكی از پیام های صریح زندگی فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ اهمیت دادن آن بانوی گرامی به حجاب و پوشش در حد فوق العاده می باشد كه در این مختصر به ذكر دو روایت كفایت می كنیم.
1. از امام كاظم ـ علیه السلام ـ روایت است كه علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
نابینائی اجازه خواست و بر فاطمه ـ سلام الله علیها ـ وارد شد پس حضرت زهرا خود را از او پوشاند، رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به وی فرمود: برای چه خود را از او می پوشانی در حالی كه تو را نمی بیند؟ فاطمه ـ سلام الله علیها ـ عرض كرد: اگر او مرا نمی بیند همانا من او را می بینم و وی بوی مرا استشمام می كند. آنگاه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمودند: گواهی می دهم كه بی شك تو پارة تن منی.(1)

از این روایت علاوه بر پوشاندن بدن، لزوم پوشش بوی عطر زنان هم از مردان نامحرم فهمیده می شود.
2. و نیز علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند:
خدمت رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ بودیم، آن حضرت پرسید چه چیزی برای زنان نیكو و رواست؟ حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ فرمودند:
«خیر للنساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال.»(2)

آنچه برای زنان نیكوست اینكه بدون ضرورت مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند.
2. حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ در عبادت و عصمت به حدّی رسیده بود كه در حدیث متفق میان شیعه و اهل سنت آمده است كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در رابطه با عصمت و عبادت آن حضرت فرمودند: «إن الله یغضب لغضبك فاطمة و یرضا لرضاك» ای فاطمه ـ سلام الله علیها ـ : خداوند با خشم تو خشم می كند و با رضای تو راضی می شود.(3)

آن حضرت گاهی تا صبح مشغول عبادت می شد، حضرت امام حسن ـ علیه السلام ـ می فرمایند:
شب جمعه ای دیدم كه مادرم همواره در ركوع و سجود بود تا اینكه صبح شد و می شنیدم كه برای مردان و زنان مؤمن دعا می كرد و نام می برد ولی برای خود دعا نكرد. گفتم: ای مادر چرا برای خویش دعا نمی كنی همانگونه كه برای دیگران دعا می كنی؟ فرمود: پسرم اوّل همسایه بعد خانه.(4)

این روایات علاوه بر اینكه تأكید بر شب زنده داری ها و عبادتهای آن حضرت دارد می رساند كه حضرت زهراء نسبت به اطرافیان و همسایگان خویش بی تفاوت نبودند و همواره در حقّ بندگان خوب خدا خیرخواه و برای رفع حوائج آنان دعا می كردند.
پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد دخت گرامیش می فرمود: فاطمه حوریه ای انسانی است، هرگاه در محراب در مقابل خداوند خویش می ایستد. نور او برای ملائكه آسمان همچون نور ستاره ها برای اهل زمین می درخشد، خداوند عزوجل می فرماید: ای فرشتگان من بنگرید به بندة من فاطمه، سرور بندگانم، كه در مقابل من ایستاده و بند بند بدن او از خوف من می لرزد و با خشوع قلب خود به عبادت من روی آورده است، شما را گواه می گیرم كه شیعیان او را از آتش جهنم امان دادم.(5)

حسن بصری با اینكه از طرفداران اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نیست می گوید:
در این امت كسی عابدتر از فاطمه ـ سلام الله علیها ـ نبود، آنقدر به عبادت می ایستاد كه قدمهایش وَرم می نمود.(6)

حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ در لحظات آخر عمر خویش همچون ایام گذشته مشغول عبادت و راز و نیاز با حضرت احدیّت بود و شیعیان و پیروان اسلام و نیز در حقّ گنهكاران و خطا پیشه گان امت اسلامی دعا می كرد و طلب مغفرت برای آنان از بارگاه خداوند متعال داشت. اسماء همسر جعفر طیّار نقل می كند كه در لحظه های آخر عمر حضرت زهراء ـ سلام الله علیها ـ متوجه آن بزرگ بانوی عالم بودم، ابتداء غسل كرد و لباسهایش را عوض نمود و در خانه مشغول راز و نیاز با خدا شد. جلو رفتم، فاطمه ـ سلام الله علیها ـ را دیدم كه رو به قبله نشسته و دستها را به سوی آسمان بلند كرده و چنین دعا می كند: «إلهی و سیدی أسئلك بالّذین اصطفبتهم و ببكاء ولدی فی مفارقتی أن تغفر لعصاة شیعتی و شیعة ذریتی. پروردگارا، بزرگوارا، بحقّ پیامبرانی كه آنها را برگزیدی و به گریه های فرزندانم در فراق من، از تو می خواهم گناهكاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی».(7)
و اینها خود بزرگترین درس از زندگی سرشار از ایمان آن حضرت می باشند كه می توانند تحولّی عمیق در دلهای خفته و پژمرده از غفلت و نادانی انسانها در تمامی قرون و بالاخص در عصر حاضر ایجاد كنند. امید است با پیروی از ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ بتوانیم زندگی پر از معنویت و ایمان برای خود و جامعه خود بسازیم. در پایان حدیثی از حضرت رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در رابطه با حضرت زهراء ـ سلام الله علیها ـ ذكر می كنیم. انشاءالله كه بتوانیم در زمرة محبان واقعی اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ قرار گیریم.
قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ :
من أحب فاطمه ابنتی فهو فی الجنة معی و من أبغضها فهو فی النار. یا سلمان، حبّ فاطمه ینفع مائة من المواطن...
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به سلمان فرمودند: ای سلمان، هر كس دخترم را دوست بدارد او بامن در بهشت است و هر كس او را دشمن بدارد او در آتش است. ای سلمان، حبّ فاطمه ـ سلام الله علیها ـ در صد جایگاه سود می دهد، آسانترین آن جایگاه ها مرگ و قبر و میزان و صراط و محاسبه است. هر كس از او، دخترم راضی باشد من از او راضیم و هر كس من از او راضی باشم خدا از او راضی باشد و هر كه بر او خشم كند من بر او خشم كنم و هر كس بر او خشم نماید خدا بر او خشم كند. ای سلمان، وای بر كسی كه به او و شوهرش ستم كند. وای بر كسی كه به ذرّیة او ستم كند.(8)



پاورقی:

1. قزوینی، سید محمدكاظم، فاطمة الزهراء(س) از ولادت تا شهادت، ترجمه علی كرمی، انتشارات نشر مرتضی، چاپ چهارم، 1382ش ، ص330.
2. نیلی پور، مهدی، فرهنگ فاطمیه، اصفهان، انتشارات مركز فرهنگی شهید مدرس، چاپ سوم، 1382ش، ص250.
3. شیخ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، مؤسسه آل البیت(ع)، لإحیاء التراث، چاپ اول، 1417ق، ج1، ص294.
4. علامه مجلسی، تاریخ چهارده معصوم(ع)، چاپ نهم، انتشارات سرور، 1382ش، ص193.
5. قزوینی، سیدمحمدكاظم، فاطمة الزهراء از ولادت تا شهادت، ترجمه علی كرمی، انتشارات نشر مرتضی. چاپ چهارم، 1382ش، ص301.
6. همان.
7. فرهنگ فاطمیه، همان، ص15.
8. همان، ص13.





1391/11/15 :: نویسنده : محمد شمسیان


چند قسمتی رو بیشتر ندیدم.فیلم رو میگم.فیلم کلاه پهلوی.محتواش خوبه.ولی لزومی به حجاب های اینطوری خانم ها نداشت.نشون نمیدادن بهتر بود.خندم میگیره از مریلا زارعی که باحجاب هست و دم از حجاب و مقید بودن میزنه معلم هست و قرآن میخونه ولی در عمل حجاب رو رعایت نمیکنه و مقید نیست؛ اصلا وقتی از حجاب گفت حالم بهم خورد(حرفی که از دل برآید بر دل نشیند) چه تاثیری میتونه به یه خانم بدحجاب بذاره؟!!حرف و عمل همه آدم ها باید یکی باشه فقط مخصوص روحانیت نیست.بیچاره اون دختری که الگوش مریلا زارعی و امثال این بازیگر هستن.خلاصه خنده تلخی بود تلخ تر از ...





نوع مطلب : خواندنی، 
برچسب ها : کلاه پهلوی، خنده تلخ، حجاب،


1391/11/9 :: نویسنده : محمد شمسیان

پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قبل از بعثت مطابق چه آیینی عمل می كرد؟

پاسخ:

با آغازرسالت پیامبر(ص) در سال40 عام الفیل، آیات قرآن مجید و دستورات و تعالیم اسلام بر آن حضرت نازل گردید و این در حالیست كه در روایات شیعه و سنی وارد گردیده كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قبل از بعثت و نزول وحی هر سال روزهایی را در غار حراء مشغول اعتكاف بود. علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: پیامبر پیش از بعثت مدتی در هر سال در كوه حرا بسرمی برد(1)و بارها دور خانه خدا طواف نموده و حج بجا می آورد.(2) از این رو این سؤال مطرح می شود كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیش از بعثت این عبادات را بر اساس چه آیینی انجام می داد و اساساً اصول و فروع اعتقادات آن حضرت چه بوده است؟

نظر برخی از علمای بزرگ دین :این مسئله در میان علمای اسلامی یك مسئله اختلافی می باشد: غزالی و قاضی عبدالجبار از علمای اهل سنت در این مسئله توقف كرده(3)و نتوانسته اند نظر معینی را ابراز كنند، شیخ طوسی نقل كرده كه برخی از علماء قائل شده اند آن حضرت از شریعت پیامبران پیش از خود پیروی می كرد(4) لكن برخی از علمای شیعه همچون شیخ طوسی و میرزای قمی و علامه مجلسی معتقدند آن حضرت قبل از بعثت پیرو ادیان پیامبران پیش از خود نبوده و در عین حال موحد بوده است.
شیخ طوسی در عدة الاصول می نویسد: «پیغمبر نه قبل از نبوت و نه بعد از آن پیرو دین پیغمبران پیش از خود نبوده، هر عملی كه انجام می داده مطابق شریعت خاص خود بوده است و علمای شیعه می گویند قبل از بعثت امور خاصّی به آن حضرت وحی می شد».(5)
میرزای قمی می نویسد: «حق آن است كه پیغمبر قبل از بعثت عمل به احكام شرع می نمود ولی نه به دین پیغمبران پیش از خود، زیرا ما آن حضرت را از همه انبیاء برتر می دانیم ».(6)
علامه مجلسی می فرماید: آنچه از اخبار معتبر و متعدد و فراوان برایم روشن گردید این است كه آن حضرت قبل از بعثت از زمانی كه خداوند عقلش را در آغاز سنّش كامل نمود نبی بوده و مورد تأیید روح القدس بوده است. ملكی با او سخن می گفت صدایی را می شنید و خواب می دید، سپس بعد از چهل سال (به مقام رسالت) رسید و رسول شد بطوری كه آن ملك با او به صورت روبرو و مستقیم سخن می گفت و قرآن را بر او نازل كرد و به او دستور تبلیغ داد، در حالی كه پیامبر قبل از (بعثت) خدا را با انواع عبادات می پرستید، كه آن عبادات گاه موافق آن چیزی بود كه پس از بعثت به مردم تبلیغ می كرد و گاه به گونه دیگری بود. حال یا موافق شریعت ابراهیم و یا پیامبران غیر از ابراهیم از انبیاء قبل( از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ )، ولی نه بدان معنا كه وی تابع آنها و عامل به آیین و شریعت آنها باشد، بلكه بدین صورت كه آنچه به پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ وحی می شد مطابق برخی از شرایع سابق بود.(7)دلایل و شواهدی نیز ادعای مجلسی را تایید می نمایند:
1ـ اولین دلیل این مدعا سخن علی ـ علیه السلام ـ در خطبه قاصعه می باشد، آن حضرت در آن خطبه می فرماید: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از بعد از دوران شیرخوارگی تحت مراقبت و تربیت فرشته ای از فرشتگان خداوند قرار داشت تا اخلاق برجسته و صفات پسندیده را شب و روز به وی بیاموزد(8).
این سخن علی ـ علیه السلام ـ گواه روشنی است بر این كه رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قبل از بعثت به طور مستقیم تحت تربیت و هدایت خداوند متعال قرار داشته از این رو مناسك و عباداتش را می توان مطابق دستورات آن خدا دانست.
2ـ برخی روایات نیز بر این امر تاكید دارند كه پیامبرـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه(علیهم السلام) از آغاز حیات به وسیله روح القدس تأیید می شده اند.(9)
3ـ از سوی دیگر در مورد حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در قرآن وارد گردیده كه آن حضرت در گهواره لب به سخن گشوده و شهادت به نبوت خود و برخی از تعالیم دین خویش داده و فرمود:
«إِنّی عبدُ اللهِ آتانی الكتابَ و جعلنِی نبیّاً وَ جعلنِی مباركاً أَینما كنتُ و أوصانِی بالصلاةِ ما دُمْتُ حیّاً.(10) من بنده خدا هستم، به من كتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است و هر جا كه باشم مرا با بركت ساخته، و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش كرده است».
همچنین قرآن در مورد حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«یا یحیی خذالكتاب بقوّة و آتیناه الحكم صبیّاً.(11) ای یحیی، كتاب (خدا) را به جد و جهد بگیر، و از كودكی به او نبوت دادیم».
البته باید توجه داشت كه به نظر برخی مقام نبوت غیر از رسالت می باشد، (نبی) كسی است كه از جانب خدا یا روح القدس یا جبرئیل به او اخبار غیبی می رسد ولی (رسول) آن است كه از سوی خداوند مأموریت یافته این اخبار غیبی را به مردم برساند و رسالتش را ایفا كند.(12) بنابراین این امكان وجود دارد پیامبری قبل از نیل به مقام رسالت نبی باشد.
4ـ هم چنین باید خاطرنشان كرد كه ادیان مطرح در عصر پیامبر(ص) نیز چنان به تحریف و خرافه آلوده بودند كه تبعیت از آنها ممكن نبود، بسیاری از اعمال حج كه در نزد عرب آنروز رواج داشت و به ظاهر از دین ابراهیم(ع) باقی مانده بود از شرك سرشار بود برخی از پیروان دین توحیدی حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ بت هایی را بر اركان كعبه و صفا و مروه نصب نموده و می گفتند ما نعبدهم الاّ لیقربونا الی اللّه زُلفی(13) ـ ما این ها را برای تقرب بیشتر به خداوند می پرستیم و به تلبیه عبارت (إلا شریك هو لك) را افزودند و شعار توحیدی (لبیك اللهم لبیك، لبیك لاشریك لك لبیك) را به شرك آلوده ساختند.(14)آیات متعددی از قرآن كریم بیانگر تحریف در دیگر ادیان توحیدی موجود در شبه جزیره عربستان همچون یهودیت و مسیحیت است. بنابراین هرگز نمی توان پذیرفت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ دستورات عبادی خود را از كسانی می گرفت كه خود به شرك و بت پرستی رو آورده و یا به تحریف دین خدا دست زده بوده اند.(15)

نتیجه گیری:با توجه به دلائل چهارگانه فوق باید گفت به نظر برخی از علمای شیعه پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قبل از بعثت از هیچیك از شرایع آسمانی پیامبران قبل از خود پیروی نمی كرد بلكه در اصول اعتقادی فردی موحد و یكتا پرست بوده و در فروع دینی از دستورات خداوند متعال كه توسط ملكی از ملائكه به وی ابلاغ می شده اطاعت می كرده است.



پاورقی:

1. ـ نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خ192.
2. ـ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج8، ص88، باب الستجاب تکرار الحج و العمرة.
3. ـ نقل از بحارالانوار، ج 18، ص 271، باب آخر فی کیفیّة صدور الوحی ونزول جبرئیل.
4. ـ العده فی اصول الفقه، شیخ طوسی، تحقیق. محمد رضا الانصاری، ج 2، ص 590 و 591.
5. ـ همان، ج2، ص 590.
6. ـ تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت، علی دوانی، ص 86.
7. ـ بحارالانوار، ج 18، ص 277.
8. ـ نهج البلاغه، خطبه قاصعه، 192.
9. ـ بحارلانوار، ج 18، ص 278.
10. ـ سوره مریم، آیات 30 و 31.
11. ـ سوره مریم، آیه 12.
12. ـ ر. ک: تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت، علی دوانی، ص 83.
13. ـ سوره زمر، آیه 39.
14. ـ الملل و النحل، شهرستانی، ج 2، ص 247.
15. ـ برای کسب اطلاع تفصیلی از دلایل چهارگانه فوق می توانید به بحارالانوار، ج 18، ص 277 تا 281 و العدة فی اصول الفقه، ج 2، ص 590 تا 597 مراجعه کنید.







به گزارش ادیان نیوزازجام ، "ساینس مانیتور" نوشت: «چرا آیت الله آهنین ایران، به آمریکا بی اعتماد است و این آیا اشاره به مذاکرات هسته ای دارد و یا نشان دادن آمادگی برای رویارویی با غرب است؟»این سایت در ادامه افزود: «هنوز برای بسیاری [آیت الله]خامنه ای که عمامه ای مشکی به سر دارد و علامتی است که نشان می دهد وی از اولاد حضرت محمد (ص) است به عنوان یک معما است. یک روحانی انقلابی با شور و مشتاق شعر که با یقه شیخی اش کاملا شیک در انظار ظاهر می شود.»

سایت این روزنامه آمریکایی نوشت: «پس از 1989 [آیت الله]خامنه ای به عنوان یک بازیگر محاسبه گر در عرصه بین المللی مطرح شد و امروز ایشان خود را یک شخصیت انعطاف ناپذیر و در حال تقویب ایران به عنوان محور مقاومت نشان می دهد آن هم در جنگی که برای شکست تکبر آمریکا و هم پیمانان غربی اش، و از بین بردن اسرائیل در پیش گرفته است. [آیت الله] خامنه ای دارای تفکرات ناشناخته ای است که برای فهم آن باید در شخصیت ایشان مطالعه کرد.»کریستین ساینس مانیتور ادامه داد: «[آیت الله] خامنه ای همواره با بی اعتمادی به غرب به پیش آمده است و سیاست واشنگتن را در تلاش برای تغییر رژیم در ایران می بیند. [آیت الله]خامنه ای همیشه سعی کرده حفظ نظام را بر همه چیز مقدم کند و حال مشاهده می کنیم که اداره حکومت وی سیگنال هایی برای ایجاد رابطه و مذاکره ارسال می کند تا در صورت آمادگی طرف های دیگر این مهم صورت پذیرد.»

این سایت به نقل از "فریده فرهی" کارشناس مسائل ایران در دانشگاه هاوایی نوشت: «ما باید به [آیت الله] خامنه ای به عنوان فردی که در تمام جهات اثرگذار است نگاه و فکر کنیم.»فرهی در ادامه یادآور شد: «بی اعتمادی [آیت الله] خامنه ای به آمریکا نه فقط به خاطر سیاست های ضد ایرانی واشنگتن در دهه های گذشته است بلکه به نوعی ریشه در DNA او دارد.» و شاید این جمله اشاره به سیادت ایشان باشد.





نوع مطلب : علما، 
برچسب ها :


 

چرا امام حسین(ع) خانواده اش را به كربلا برد؟

پاسخ:

فلسفه ی همراه بردن اهل‌بیت توسط امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ این بود كه قیام حضرت بدون آنها كامل نمی‌شد. امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ با تدبیر و حسابگری دقیق زنان و فرزندان را همراه خود به كربلا برد تا راوی رنج‌ها و گزارشگر صحنه‌های عاشورا و پیام رسان خون شهیدان باشند و سلطه ی یزیدی نتواند بر آن جنایت عظیم پرده بكشد یا قضایا را به گونه‌ای دیگر وانمود كند. از این رو وقتی ابن عباس به حضرت گفت: چرا زنان و كودكان را به عراق می‌بری پاسخ داد «انّ اللّه قدشاءِ اَنْ یراهُنَّ سبایا...» خدا خواسته كه آنان را اسیر ببیند، این اشاره به همان برنامه حساب‌شده دارد.
به گفته مرحوم كاشف الغطاء اگر حسین ـ علیه‌السّلام ـ و فرزندان او كشته می‌شدند ولی آن سخنرانی ها و افشاگری‌های اهل‌بیت در آن موقعیت‌های حساس نبود آن آثار و اهدافی كه امام حسین در واژگون ساختن حكومت یزیدی داشت محقق نمی‌شد. اسارت اهل‌بیت با آن وضع رقت‌بار عواطف مردم را به نفع جبهه حق و به زیان حكومت یزید برانگیخت و سخنان حضرت زینب و امام سجاد ـ علیه‌السّلام ـ در طول اسارت لذت پیروزی را در ذائقه یزید و ابن‌زیاد چون زهر تلخ ساخت و جلوی تحریف تاریخ را گرفت.
حضرت می‌دانست كه اصحابش توسط سپاه یزید به شهادت می‌رسند و هیچ‌كس از افراد بشر به این فاجعه و هدف آن آگاه نمی‌شوند. پس احتیاج به مروجینی دارد كه ندای حق و حقیقت را به گوش انسان‌های عاقل برسانند و آن مروجین اهل‌بیت و زن‌ها و بچه‌های او بودند كه مكمل قیام خونین كربلا بودند. یكی از هدف‌های تبلیغاتی حضرت این بود كه اهل‌بیت و كودكان خود را همراه خود ببرد و به این وسیله در واقع دشمن را ناآگاهانه استخدام كرد كه حامل یك عده مبلغ برای امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ و برای اسلام حسینی علیه یزید باشد و این یكی از مهم‌ترین عناصر تبلیغی امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ بود.(1)
هدف امام حسین این نبود كه خود و یاران و فرزندان خویش را به كشتن دهد بلكه نظر وی قیام برای توجّه دادن مردم به فساد بنی‌امیه بود، و این‌كه حكومت آنها حكومت اسلامی نیست و آنها در صدد محو و نابودی اسلام به خصوص اسم پیامبر هستند. بنابر این ایشان كاملا عالمانه اقدام به این كار نمود و به مردم دنیا ثابت كرد كه اینها حاضر نیستند احدی از بنی‌هاشم زنده بماند حتی طفل شیرخوار را هم هدف تیر خواهند كرد، و با اهل‌بیت پیغمبر نوعی رفتار می‌كنند كه با امرای مشركین هم آن‌طور سخت رفتار نكرده‌اند ،و نظرشان جز نابودی اسلام و آثار نبوت و ریاست و حكومت چیزی دیگری نیست.(2)
پس با توجه به مطالب فوق این‌طور نتیجه می‌گیریم كه فلسفه ی همراه بردن اهل بیت را باید در عوامل مختلف جستجو كرد:

1. پیام‌رسانی: افشاگری‌های زنان و دختران كاروان كربلا چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدینه پاسداری از خون شهدا بود سخنان بانوان هم به صورت خطبه و هم گفتگوهای پراكنده به تناسب زمان و و مكان جلوه گر شد.

2. نمایان شدن نقش زنان ومادران : در بسیاری از جنگ‌ها حضور تشویق‌آمیز زنان در جبهه به رزمندگان روحیه می‌بخشد در كربلا نیز مادران و همسران بعضی از شهدا این نقش را داشتند.وبه تمام مادران تاریخ این درس را داده اند كه درهنگام خطر برای دین .چگونه می توان از آن دفاع كرد.

3. پرستاری: رسیدگی به بیماران و مداوای مجروحان از اهداف دیگر بود مانند نقش حضرت زینب در پرستاری از امام سجاد ـ علیه‌السّلام ـ كه در آن زمان حساس حمایت او از امام سجاد(ع) استمرار سلسله امامت را در پی داشت.

4. عمق بخشیدن به بعد عاطفی: گریه‌ها و شیون‌ها، عزاداری بر شهداء تحریك عواطف مردم نسبت به ماجرای كربلا را عمق بخشیده و بر احساسات نیز تأثیر گذاشت و از این رهگذر ماندگارتر شد.
5. ازهمه مهمتر ماموریت ویژه ی اهل بیت امام ومادران دراین نهضت كه امام ازاین ماموریت آگاه بودوبه همین روی آنان را به همراه برد.



پاورقی:

1. مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، چاپ صدرا، ج 3، ص 340.
2. بررسی تاریخ عاشورا، ص 31، (مقدمه).





نوع مطلب : اهل بیت(ع)، 
برچسب ها : امام حسین، کربلا، خانواده، شهادت،


 

چرا حضرت امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ را ابوتراب نامیده‌اند؟

پاسخ:

در ادبیات و عرف عرب هرگاه به اول اسم، پسودهای«ابو، ابی و ابا» بیاید آن را كنیه می‌گویند.(1)
ابوتراب به معنای پدر خاك، یكی از كنیه‌های امیر المؤمنین است و این كنیه را پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به آن حضرت داده‌اند. در این مورد بعضی نوشته‌اند كه روزی حضرت در مسجد خوابید و خاك به لباس آن جناب مالیده شد، از این رو چون پیامبر ایشان را دیدند فرمودند: برخیز یا اباتراب.(2) و بعضی نیز نقل كرده‌اند در غزوه «ذی العشیره» پیامبر آن حضرت را همراه عمار به شناسایی فرستاده بود، آنها هنگام برگشتن خسته شده و روی زمین به خواب رفته بودند. وقتی كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به بالای سر آنها رسید و لباس امیر المؤمنین را خاك آلوده دید، فرمودند: برخیز ای اباتراب.(3)
این كنیه به جهت آن كه معنایی از تواضع را دارد از محبوب‌ترین القاب نزد امیرالمؤمنین بود.(4) ولی بنی امیه كه غافل از معنویت بودند برای تحقیر آن حضرت پیوسته آن جناب را با این لقب مخاطب قرار می‌دادند و با این كنیه آن حضرت را سب می‌كردند. حتی به شیعیان آن حضرت ترابیه می‌گفتند.
این كنیه را اكثر علمای شیعه و اهل‌سنت برای حضرت نقل كرده‌اند. موصلی شافعی در كتاب خود چنین می‌گوید: «... ابوتراب و اتاه النبی و هو مضطجع بالمجد و قد سقط ردائه عن سقه فاصاب التراب فجعل النبی یمسحه و یقول: قم ابا تراب».(5) مرحوم مجلسی تمام منابع اهل سنت و تشیع را درباره این كنیه در كتاب خود، بحارالانوار، آورده است. از مجموع روایات اینها چنین استنباط می‌شود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ علی ـ علیه السلام ـ را چندین بار و در مناسبت‌های متعددی با این كنیه خطاب كرده است و آن حضرت را در پیش تمام اصحاب سرافراز و مورد نوازش خاصی قرار داده است، یك بار با عمار یاسر در غزوه ذی العشیره(6)، بار دیگر در مسجد كه پیامبر سراغش را از فاطمه ـ علیها السلام ـ گرفت دید كه ردایش خاكی شده بر پیشانی آن حضرت بوسه زد و خاكها را از عبایش با دست مبارك پاك نموده فرمود: یا اباتراب.(7)
رسول خدا فقط به خاطر مسائلی نظیر خاكی شدن رداء كنیه ابوتراب را بدون توجه به معانی ژرف و عمیق به امیر المؤمنین نداده، بلكه در ورای امر مطلبی دقیقتر ‌و عمیق تر نهفته است كه بسی بالاتر از فروتنی و تواضع است و نمی‌توان این واژه را با فقط فروتنی و تواضع مساوی دانست، چرا كه مورخان و محدثان در مورد تواضع آن حضرت به این حدیث اشاره نكرده‌اند، به این معنی كه علی ـ علیه السلام ـ به خاطر تواضعش به ابوتراب مكنی شد، بلكه برای تواضع حضرت روایات دیگری وارد شده كه در جای خود قابل توجه است . شیخ صدوق و برخی دیگر در علت مكنی شدن علی ـ علیه السلام ـ به آن كنیه این روایت را آورده‌اند كه: «عبایة بن ربعی می‌گوید: از ابن عباس پرسیدم چرا رسول خدا كنیه علی را ابوتراب قرار داد؟ ابن عباس گفت: زیرا امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ صاحب زمین وحجت خدا بعد از رسول خدا بر اهل زمین بوده و به وجود حضرتش زمین باقی است و آرامش آن منتهی به آن جناب می‌شود.(8) از رسول خدا شنیدم كه می‌فرمود چون روز قیامت، كفار، ثواب و قرب و كرامتی را كه حق تبارك و تعالی برای شیعیان علی ـ علیه السّلام ـ آماده نموده ملاحظه كنند می‌گویند: كاش ما خاك بودیم، یعنی كاش شیعه علی بودیم، به همین معنا اشاره است به آیه شریفة: «و یقول الكافر یا لیتنی كنت تراباً».(9) پس سرّ دیگر مكنی شدن امیر المؤمنین به ابوتراب، ولایت تكوینی و تشریعی آن حضرت، پس از رسول خدا به تمام هستی است و به معنی این روایت: «لولا الحجة لساخت الارض علی اهلها» اگرحجت الهی درزمین نباشد زمِن اهل خودرا هلاك می كند.می‌باشد.



پاورقی:

1. برای آگاهی از فرق لقب و كنیه. الهدایة فی النحو و سایر كتابهای نحوی حوزه.
2. مجلسی، بحار الانوار، تهران، دار الكتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1363، ج36، ص 64.
3. مجلسی، همان، ج 35، ص 62 ـ 65.
4. مجلسی، پیشین، ص650.
5. عمر بن شباع الدین موصلی، مناقب آل محمد، بیروت، اعلمی، 1424، ص 55. و همچنین صحیح بخاری، ح 1، ص 120. ‌و صحیح مسلم، ج 4، ص 1874. و مسند احمد حنبل، بیروت، ج4، ص263.
6. مجلسی، همان، ص62.
7. عمربن شباع، همان.
8. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج اول، ص 522.
9. همان، ص 523.





نوع مطلب :
برچسب ها :


 

میراث امام هادی ـ علیه السلام ـ و پیام امام به مسئولین كشور چیست؟

پاسخ:

امام ابوالحسن علی النقی الهادی علیه السلام ، پیشوای دهم شیعیان در نیمه ذی الحجه سال 212ق در اطراف مدینه، محلی به نام «صُریا» به دنیا آمده، نام پدرش امام جواد ـ علیه السلام ـ نام مادرش سمانه بانویی با فضیلت و با تقوی، مدت امامت آن حضرت 33 سال بوده و در این مدت با این حاكمان عباسی معاصر بود.
1ـ معتصم، 2ـ هارون، 3ـ متوكل، 4ـ منتصر، 5ـ مستعین، 6ـ معتز.
سال شهادت امام 254 بود. امام حدوداً در سن 42 سالگی به شهادت رسید. آن حضرت به ابوالحسن ثالث علیه السلام در منابع روایی شهرت دارد. آن حضرت هم نام جدش امام علی و كنیه اش ابوالحسن نیز كنیه امیر مومنان علیه السلام بود.
هر یك از ائمه هدی علیهم السلام در عصر خود در بالندگی و رشد علوم و تمدن اسلامی و شكوفایی آن نقش آفرینی داشته اند، ائمه با علوم الهی خود اساس دین را از آلوده شدن به خرافات و انحراف باز داشته و اعتدال بخشیده اند.

آثار عینی امام علیه السلام 1ـ روایات در علوم مختلف : روایات زیادی در زمینه علوم مختلف از این امام همام به دست ما رسیده است علاوه بر این كه میراث ائمه پیشین نیز توسط امام هادی و از طریق آن حضرت به آیندگان و علمای اسلام و روات احادیث منتقل شده، میراث های گران بهای فراوان كه محتوای آن ها دارای پیام های معنوی بسیار عمیق و دقیق فلسفی، كلامی، معرفتی، اخلاقی كه زینت بخش فرهنگ تشیع است اكنون در دست ماست.
2ـ زیارت جامعه كبیره ( مجموعه امام شناسی) : از میراث های گران بهای دیگر كه از آن حضرت بر جای مانده، متن زیارت جامعه كبیره است، كه یك دوره كامل امام شناسی می باشد، مضامین عالی این زیارت نامه بیانگر جایگاه معنوی و هدایتی ائمه علیهم السلام در جامعه می باشد، اوصاف و ویژگی های ائمه علیهم السلام در این متن به عالی ترین عبارات و رساترین بیانات تبیین و تفاوت مكتب امامت با مكاتب دیگر در این راستا به خوبی روشن گردیده است.(1)
3ـ بیان احكام الهی : صدها روایت در ابواب مختلف فقهی و فرهنگی در منابع روایی زینت بخش احكام فقهی شیعه است.(2)

درس ها و پیام های كاربردی از سیره امام هادی علیه السلام 1ـ قاطعیت : برخورد آن حضرت با حاكمان كه با قاطعیت تمام از گفتن حق هیچ ابایی نداشت.
2ـ قرآن و اهل بیت محوری : احكام اسلام را با استناد به قرآن و سیره نبوی و امیر مومنان و ائمه پیشین با قاطعیت بیان می كرد.
3ـ انجام وظیفه و جلوگیری از انحرافات: در شرایط سخت حكومت نظامی و استبداد عباسیان از انجام وظیفه خود لحظه ای كوتاهی نكرد و از انحرافات عقیدتی و دینی جلوگیری كرد.
4ـ گفتگو : آن حضرت بین رهبران ادیان و فرقه های اسلامی با منطق به گفتگو می پرداخت و با علوم الهی خود در هدایت آن ها نیز كوشش می كرد و از غلو درباره امامت و نبوت بر حذر می داشت، وحدت و انسجام جامعه اسلامی را با گفتگو قابل تحقق می دانست.
5ـ امر به معروف و نهی از منكر : در هر شرایط از امر به معروف و نهی از منكر بالاترین مسئول كشور امتناع نمی كرد و مسئولان حكومتی را از اسراف و تبذیر و ساختن خانه های مجلل و كاخ های متعدد در ضمن امر به معروف و نهی از منكر بر حذر می داشت و این رفتار آنان را مایه حسرت ابدی اعلام می كرد. و روشن می نمود كه كاخ نشینی و عدم توجه به طبقات محروم برای مسئول در قلمرو اسلام ناشایسته است.(3)
6ـ شایسته سالاری به جای رابطه سالاری : از سیره آن حضرت بر می آید كه بر شایسته سالاری و سپردن كارهای مهم به كاردانان متعهد تاكید داشته اند.
7ـ ابتكار عمل : از سیره آن حضرت چنین اقتباس می شود كه در شرایط سخت و بحرانی می توان به شیوه های ابتكاری جهت پیشبرد اهداف و حفظ اصول ها و ارزش های دینی استفاده كرد. (مثل ابتكار نهاد وكالت در شرایط بحرانی شیعه).
8ـ حل مشكلات فرهنگی : امام از طریق نامه به مشكلات مردم آگاه شده و به نامه های آنان توجه می كرد و هیچ نامه ای را بی پاسخ نمی گذاشت. (مثل نامه به مردم اهواز).(4)
9ـ مردمی بودن : در فرصت های به دست آمده از پذیرفتن مردم به حضورش هرگز امتناع نمی كرد و از این شیوه استقبال می نمود، از این شیوه آن حضرت نیز مسئولان می توانند الگو بگیرند.
10ـ حل مشكلات مادی جامعه : در حل مشكلات معیشتی شیعه و مسلمانان اقدامات مقتضی و ممكن را انجام می داد گاهی برای امرار معاش آنان كمك مالی می كرد و قرض های آنان را می پرداخت.(5)
11ـ هدایت جامعه به آررامش و دوری از فتنه : شیعه را از درگیری های قومی و عقیدتی و مذهبی منع می كردند، ما با الگوگیری از سیره آن حضرت باید كوشش كنیم كه توان خود را در راه نشر اندیشه امامت متمركز كنیم و از درگیری های فرقه ای و تنش های قومی پرهیز كنیم.



پاورقی:

1. ر.ک: ابن قولویه، کامل الزیارات، ص114. و کفعمی، مصباح، ص431.
2. موسوعة امام هادی ـ علیه السلام ـ ، چاپ سازمان تبلیغات اسلامی، در این کتاب بیش از دویست حدیث از امام نقل شده.
3. مسعودی، مروج الذهب، بیروت، دارالمعرفه، ج4، ص86، متوکل را امام موعظه می کرد.
4. طبرسی، احتجاج، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ دوم، 1403ق، ص450.
5. شیخ مفید، الارشاد، قم، آل البیت، چاپ اول، 1413ق، ج2، ص298 .





نوع مطلب : اهل بیت(ع)، پرسش وپاسخ، 
برچسب ها : امام هادی ع، پیام امام،




( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
درباره وبلاگ

مطالبی که مینویسم دوست دارم تا در موردش تفکر بشه.تقدیم به همه ی دوستان ولایی.
ولایـت علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی.
من مستأجر نیستم ؛ خانه ام بیت رهبری است ...

مدیر وبلاگ : محمد شمسیان

نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره حضور طلبه در فضای مجازی؟







آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد ماوس