تبلیغات
عقیق

رسول اکرم (ص) : بهترین شما کسی است که چهره او در برابر مردم گشاده است


شرح حدیث « خیارکم احاسنکم اخلاقاً، الذین یَألفون و یُؤلفون‌ »

مربوط به حضرت رسول اکرم (ص) ؛ تحف العقول صفحه ۴۵.

بهترین شما، کسانی هستند که برخوردشان با مردم، از همه بهتر است چهره‌ای گشاده دارند که مردم رغبت میکنند با آنان انس و الفت بگیرند معنای روایت، این نیست که اگر کسی پای‌بند عمل به تکلیف شرعی نیست ولی خوش برخورداست بر کسی که وظائف دینی خود را انجام می‌دهد ولی گشاده‌رو نیست، ترجیح دارد.

بلکه مراد این است فرد مؤمنی که وظائف خود را انجام می‌دهد و حسن خلق هم دارد بر مؤمنی که خوش اخلاق نیست برتری دارد.
بیانات امام خامنه ای


تاریخ : 1397/02/21 | 04:34 ب.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات

خشوع منافقانه


من مواعظ النبی صلی الله علیه وآله وسلّم:
 
إیّاکم وتخشّع النّفاق وهو أن یُری الجسد خاشعاً والقلب لیس بخاشع.
 
(تحف العقول صفحه ۶۰)
 
مراد از خشوع در این حدیث، خشوع در مقابل خداوند است در حال نماز و دعاء و ذکر، اگر انسان طوری باشد که وقتی کسی به او نگاه می‌کند خشوع را در او احساس کرده و توّهم می‌کند که دارای قلب خاضعی است، اما در باطن هیچ خبری نباشد، خشوع منافقانه است.
از دعائی که در صحیفه ثانیه سجادیه به این مضمون نقل شده که «اللهم ارزقنی عقلاً کاملاً و... و لبّاً راجحاً» استفاده می‌شود که انسان لبّی دارد و قشری، قشر او همین ظاهر و لُبّ او باطن وی می‌باشد و اگر قشر ما راجح و خاشع و ذاکر باشد و لُبّ ما غافل و غرق در مادیات باشد بسیار مذموم است.
پروردگارا به ما لبّ راجح روزی گردان.
بیانات امام خامنه ای


تاریخ : 1397/02/19 | 11:55 ب.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات

محاسن اخلاق
 
من مواعظ علی «علیه السلام»:
ذلّلوا أخلاقكم بالمحاسن وقوّدوها إلی المكارم وعوّدوا أنفسكم الحلم.
(تحف العقول صفحه ۲۲۴)
تذلیل، به معنای رام كردن است.
در اخلاق طبیعی انسان (انسانی كه تربیت نشده) ناسازگاری ها و ناهمواریهایی وجود دارد و وظیفه انسان این است كه این ناملائمات را از بین برده و اخلاق خود را به سمت متعادل متوجه سازد، مثلاً صفت دلیری خود را به سوی شجاعت سوق دهد و نگذارد كه به صورت ذمیمه تهوّر درآید. این كار باید با شناسایی صفات و برنامه ریزی و ممارست و مجاهدت، انجام گیرد و تصمیم های مقطعی و زودگذر نتیجه ای ندارد. البته یك عامل وجود دارد كه اگر در انسان پیدا شود انقلاب عجیبی در خلقیات انسان پیدا می شود و آن عامل كیمیای محبت الهی است كه اگر دل انسان به سمت حق تعالی گرایش پیدا كند راه صد ساله را یك شبه می پیماید.
در فراز بعد می فرماید خود را به حلم و بردباری عادت دهید
حلم، تنها به معنای عصبانی نشدن نیست بلكه به معنای ظرفیت پیداكردن است. انسان باید در مقابل عواملی كه او را به خشم می آورد یا او را به غرور می اندازد و یا به فرح و سرورهای پوچ وامی دارد همچون دریایی كه رودهای خروشان با رسیدن به آن آرام می گیرند، باشد و همه آنها را در خود هضم نماید.
بیانات امام خامنه ای


تاریخ : 1397/02/19 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات

سخنان مهدوی از زبان امام خامنه ای

 

* ما مکرر عرض کردیم که همه‌ی حرکتی که بشریت در سایه‌ی تعالیم انبیاء، در طول این قرون متمادیه انجام دادند، حرکت به سمت جاده‌ی اسفالته‌ی عریضی است که در دوران حضرت مهدی (عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف) به سمت اهداف والا کشیده شده است که بشر در آن جاده حرکت خواهد کرد. مثل اینکه یک جماعتی از انسانها در کوه و کمر و راه‌های دشوار و باتلاق‌زارها و خارستانها با راهنمائیهای کسانی همین طور حرکت دارند میکنند تا خودشان را به آن جاده‌ی اصلی برسانند.

 

* وقتی به جاده‌ی اصلی رسیدند، راه باز است؛ صراط مستقیم روشن است؛ حرکت در آن آسان است؛ راحت در آن راه حرکت میکنند. وقتی به جاده اصلی رسیدند، اینجور نیست که حرکت متوقف بشود؛ نه، تازه حرکت به سمت اهداف والای الهی شروع میشود؛ چون ظرفیت بشر یک ظرفیت تمام‌نشدنی است. در طول این قرون متمادی، بشر از کج‌راهه‌ها، بیراهه‌ها، راه‌های دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پای مجروح شده و زخم‌آلود، در بین این راه‌ها حرکت کرده است تا خودش را به این جاده‌ی اصلی برساند. این جاده‌ی اصلی همان جاده‌ی زمان ظهور است؛ همان دنیای زمان ظهور است که اصلاً حرکت بشریت به یک معنا از آنجا شروع میشود.




طبقه بندی: بیانات امام خامنه ای، 
برچسب ها: امام زمان، ظهور، امام خامنه ای،  

تاریخ : 1394/08/26 | 01:30 ب.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات


آیا امام خمینی(ره) در بدو ورود به ایران وعده مجانی‌بودن آب و برق را به مردم دادند؟

هر چند که هدف اصلی قیام امام خمینی، حفظ اسلام[1] و خارج کردن مردم مسلمان ایران از زیر یوغ سلطه استعمارگرانِ جهانی، خصوصاً آمریکا بود،[2] اما رسیدگی به مستضعفان و فقرا نیز یکی از اهداف مهم ایشان بود؛ از این‌رو در پیام‌های قبل از انقلاب خود، از محرومیت مردم و بی‌توجهی رژیم شاه به این مسئله شکایت کرده و چنین می‌گوید: «...از آب و برق و طبیب و دارو و حتى - به اعتراف روزنامه‌‏هاى وابسته به دستگاه - بسیارى، از نان و هزینه اولیه زندگى محروم باشند...».[3]
لذا، در پیام چهارده ماده‌ای خود، در تاریخ نهم اسفند سال 1357 از سفارش خود به دولت وقت، اشاره کرده، می‌گوید: «من به دولت راجع به مجانى کردن آب و برق و بعضى چیزهاى دیگر فعلاً براى طبقات کم بضاعتى که در اثر تبعیضات خانمان برانداز رژیم شاهنشاهى دچار محرومیت شده‌اند - و با برپایى حکومت اسلامى به امید خدا این محرومیت‌ها برطرف خواهد شد - سفارش اکید نمودم که عمل خواهد شد».[4] دو روز بعد نیز در مصاحبه با روزنامه اطلاعات بر این امر تأکید می‌کند: «آب و برق براى فقرا و بی‌بضاعت‌ها باید مجانى گردد».[5]
البته در بین این دو روز، در مدرسه فیضیه، بر این نکته تأکید می‌کنند که رسالت اصلی حکومت اسلامی، رسیدگی به امور معنوی انسان‌ها است و در مرحله دوم و در راستای مهیا شدن زمینه رشد معنوی افراد، به نیازهای مادی او نیز توجه شود؛ از این‌رو با اشاره به ضدیت رژیم گذشته با اسلام می‌گوید: «...معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانى می‌کنیم براى طبقه مستمند، اتوبوس را مجانى می‏کنیم براى طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید...».[6]
با توجه به مطالب فوق، معلوم می‌شود که امام خمینی(ره)، این سخنان را در روز دوازده بهمن و در بهشت زهرا بیان نکرده‌اند و این مطلب نه به عنوان یک وعده، بلکه به عنوان دستوری به دولت موقت، مطرح شده است.
نکته قابل توجه دیگر این است که حضرت امام، طرح رایگان بودن آب و برق و دیگر خدمات را برای قشر فقیر و نیازمند، درخواست کردند نه برای همه مردم.
اما درباره اجرا شدن این برنامه، باید گفت: نمی‌توان مدعی شد که این برنامه به هیچ وجه اجرا نشده است، بلکه در راستای این دستور، دولت موقت، رایگان بودن بهای برق و نیز آب‌بها برای کسانی که مصرف کم دارند را تصویب کرد.
اما برای بیان عواملی که موجب تحقق کامل این طرح نشد، می‌توان به پیش ‌آمدن مشکلات اقتصادی در سال‌های ابتدایی برپایی جمهوری اسلامی خصوصاً در زمان وقوع جنگ تحمیلی دانست. همچنین کاهش منابع آب و نیز جلوگیری از اسراف و مصرف بی‌رویه آب را می‌توان از دیگر عوامل دانست.
 

[1]. ایشان در یکی از سخنرانی‌های خود در سال 1343 چنین می‌گوید: «...اى سران اسلام! به داد اسلام برسید. اى علماى نجف! به داد اسلام برسید. اى علماى قم! به داد اسلام برسید؛ رفت اسلام‏...»؛ صحیفه امام، ج 1، ص 415.
[2]. «...ما زیر چکمه امریکا برویم، چون ملت ضعیفى هستیم؟! چون دلار نداریم‏...»؛ همان.
[3]. همان، ج 2، ص 451.
[4]. همان، ج ‏6، ص 262 - 263.
[5]. همان، ج 6، ص 297.
[6]. همان، ج 6، ص 273.



طبقه بندی: علما،  پرسش وپاسخ، 
برچسب ها: آب، برق، مجانی، رایگان، امام،  

تاریخ : 1394/03/20 | 08:31 ق.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات


حسن روحانی

رهروان ولایت ـ آبگیر عمیقی را فرض کنید که جهت جلوگیری از سقوط افراد، آن را با موانعی محصور کرده باشند. در چنین شرایطی، احتمال غرق‌شدن افراد نابلد، تقریبا به صفر می‌رسد و هر عاقلی از چنین کاری حمایت و تشکر می‌کند. البته بودن یا نبودن موانع اطراف آبگیر، برای عده‌ی خاصی هیچ تفاوتی نمی‌کند؛ چون آنان به فنون شنا آشنایی کامل دارند و غرق نخواهند شد! اما حصارکشیدن، برای بخش بسیار زیادی از مردم، مفید و حیاتی است؛ مثل کودکان و افراد نابلد که سقوطشان در استخر، مساوی با مرگ آنان خواهدبود.

خطرات و آسیب‌های فرهنگی و اخلاقی هم همین‌طور است. یعنی همیشه عده‌ای (البته کم و قلیل) هستند که دربرابر هجوم‌های سهمگین شیطانی، هیچ اثری نمی‌پذیرند و به‌اصطلاح، رنگ نمی‌بازند اما در مقابل، حجم عظیمی از مردم، تابع محیط و شرایط حاکم هستند. در چنین وضعیتی، مقابله با ورود محصولات ضداخلاقی و ضددینی، حتما کار لازم و پسندیده‌ای خواهد بود چراکه سبب محافظت از دین و اخلاق عده زیادی می‌شود. حالا در چنین شرایطی، آیا می‌توان گفت: «بیایید به جوان‌ها اعتماد کنیم» و با این توجیه، درهای کشور را به‌سوی همه‌چیز بازنماییم؟

همین چندروز پیش بود که آقای رییس‌جمهور در توجیه سخنانش درباره‌ی آزادسازی ماهواره، به چنین استدلالی متوسل شد: «به نسل جوان اعتماد کنیم. جوان‌های ما با فطرتی پاک هستند و ایرانشان را با همه‌ی وجود دوست دارند و به اسلام و خاندان ائمه و اهل بیت عشق می‌ورزند. فطرت‌شان پاک است و حالا گوشه‌ای، روزی، ماهی یا سالی خطایی شد، می‌شود آن را برگرداند و قابل برگشت است که هم انسان تواب است هم خداوند توبه را می پذیرد.»[1]

همین چندسطر، مملو از اشکالات اساسی است! آیا فقط جوان‌های ما دارای فطرت پاکی هستند و مثلا جوان‌های آمریکایی و اروپایی، فطرت پاکی ندارند؟ نمی‌بینید فرهنگ منحط غربی، چه بلایی بر سر آنان آورده است و چه انحرافات حیرت‌آوری، دامن‌گیر آنان شده است؟ در کجای دین، آمده که اگر جوانی، به قرآن و اسلام دلبسته بود دیگر نیازی به مراقبت شدید ندارد و می‌تواند خود را در معرض گناه قرار دهد؟ به سطر پایانی توجه کنید! آیا شما در جایی از متون دینی سراغ دارید که با استدلال «توبه‌پذیر بودن خداوند»، حساسیت به گناه را کاهش دهند و زشتی آن را در ذهن مخاطب، کم کنند؟!

از این‌ها هم که بگذریم با احکام نورانی اسلام چه می‌کنید؟ مثلاً آیا حکم به حرام‌بودن «خلوت زن و مرد نامحرم»، «شوخی با نامحرم» و «نگاه به نامحرم» را باید نشانه‌ی بی‌اعتمادی اسلام به مردم بدانیم؟! یا اینکه باید گفت هدف اسلام، جلوگیری از زمینه‌ی سهل‌شدن گناه برای انسان است؟ یا مثلاً اگر در اسلام، به پرهیز از معاشرت با اشرار، دستور اکید داده شده، آن را باید نشانه‌ی عدم‌اعتماد بدانیم؟ آیا اگر شما برای محافظت از دین و اخلاق فرزندان خود، مانع از هم‌نشینی او با افراد فاسد شوید، به‌معنای «بی‌اعتمادیِ شما به فرزندان خود» خواهد بود؟

بسیار متاسفیم که چنین استدلالی برای آزادشدن «ماهواره» از زبان رییس جمهوری بیان می‌شود که خود در کسوت مبلغ دینی است و سال‌ها همین استدلال‌ها را بر فراز منابر بیان کرده است.

چگونه است که وقتی سخن از تحریم‌اقتصادی به میان می‌آید شما حرفی از «اعتماد به جوانان» نمی‌زنید و تمام تلاش و امیدتان را به راضی‌کردن شیطان‌بزرگ، معطوف می‌کنید؟ در حالیکه معنای صحیح اعتماد به جوانان، یعنی اعتماد به توانایی آنان در حل‌کردن مشکلات کشور؛ همانطور که امام‌راحل (رحمه‌الله) هم در جریان مبارزات علیه طاغوت و هم در کوران حوادث پس از انقلاب و جنگ‌تحمیلی، با اعتماد به جوانان بر تمام مشکلات فایق آمد و بینی دشمن را به خاک مالید. چگونه است که در جریان تشکیل کابینه، به جوانان اعتماد نکردید و پیرترین کابینه‌ را تشکیل دادید اما اینجا حرف از اعتماد به جوانان می‌زنید؟

مطالعه‌ی قانون اساسی را به همه‌ی دولتمردان محترم، توصیه می‌کنیم. بند اول اصل‌سوم این قانون در شرح وظایف دولت، می‌گوید: «محیط مساعدی را برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوا ایجاد کرده و با کلیه‌ی مظاهر فساد و تباهی مبارزه کند.»

-----------------------------------------

پی‌نوشت:

1- در شرایط کنونی، این اظهارات چه معنایی دارد؟




طبقه بندی: سیاسی و طنز سیاسی، 
برچسب ها: ماهواره، اعتماد، جوانان،  

تاریخ : 1393/03/7 | 10:28 ق.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات
مکه مکرمه

« رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثیراً مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنی‏ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصانی‏ فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحیمٌ[سوره ابراهیم/36] پروردگارا، آنها سبب گمراهى بسیارى از مردم شده اند. پس هر که از من پیروى کند و به آیینى که آورده ام پاى بند باشد، او از من است، و هر که مرا نافرمانى کند از من نیست، با این حال تو آمرزنده و مهربانى.»

سوال: چگونه بت ها که مجسمه‌هایی از سنگ و چوب هستند، انسان را گمراه می‌کنند؟

پاسخ:

1.بتها همیشه جماد نیستند، گاهی انسان ها و طاغوت ها نیز بت می شوند.
2.مساله هنر و زیور آلاتی که همراه بت ها بود جاذبه داشت.
3.گاهی جهل سبب می شود که سنگ و چوب نیز ارزش پیدا کند.

اگر این آیه را همراه با آیه قبل معنا کنیم نتیجه ی خوبی به دست می آوریم، زیرا در آیه قبل ابراهیم گفت: « خدایا فرزندانم را از بت پرستی دور بدار. »در این آیه می گوید: « کسی که موحد و پیرو من بود از من است.»بنابراین تمام موحدان فرزندان مکتبی حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) هستند. همانگونه که پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود: «من و علی پدران این امت هستیم.» [1].ولی مشرک اگر فرزند پیامبر هم باشد خطاب می شود: «انه لیس من اهلک»[2]

------------------------------

پی نوشت:

[1]. بحار،ج95،16.
[2]. سوره هود/ 46




طبقه بندی: قرآن و تفسیر، 
برچسب ها: بت ها، گمراهی،  

تاریخ : 1393/02/30 | 04:54 ب.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات
قدر این شاهرگ‌های غیرت را بدانیم

رهروان ولایت ـ دفاع از زنان و دختران و نوامیس وطن، در برابر حرمت شکنان و متجاوزانی‌که گستاخانه به آن‌ها هتاکی می‌کنند، از جمله وظایف هر انسان با غیرتی است‌که در این راه ساکت نمی‌نشینند و مردانه وارد میدان می‌شوند تا ناموس وطن به یغما نرود و  متأسفانه امروزه شاهدیم عزیزانی برای انجام این وظیفه دینی، جان خود را از دست می‌دهند.

علمای اخلاق، غیرت را که یکی از خصلت‌های پسندیده و کمالات انسانی است، این چنین تعریف نموده‌اند: «غیرت و حمّیت، یعنی تلاش در نگهداری آن‎‌چه که حفظش ضروری است، این صفت در قالب مطلوبش از شجاعت، بزرگ منشی و قوت نفس انسان سرچشمه می‌گیرد و یکی از ملکه‌های نفسانی انسان و سبب مردانگی است و مرد بی غیرت از زمره مردان خارج است.»[1]

غیرت امری است‌که از فطرت انسانی سرچشمه می‌گیرد و جایگاهی در سرشت و طبیعت  آدمی دارد. چنان‌چه مرحوم علامه طباطبایی (ره) در این زمینه فرموده‌اند: «غیرت عبارت است از دگرگونى انسان از حالت عادى و اعتدال؛ به‌طورى که انسان را براى دفاع و انتقام از کسى‌که به یکى از مقدّساتش ـ اعم از دین، ناموس و یا جاه و امثال آن ـ تجاوز کرده، از جاى خود مى‌کَند. این صفت غریزى، صفتى است‌که هیچ انسانى به‌طور کلّى از آن بى بهره نیست. پس غیرت یکى از فطریات آدمى است و اسلام هم دینى است‌که بر اساس فطرت تشریع شده است.»[2]

غیرت مقوله‌ای است‌که در آموزه‌های دینی نیز از آن سخن به‌میان آمده است و آن‌را نشانه ایمان و ثمره شجاعت دانسته‌اند:

الف: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این زمینه می‌فرمایند: «کانَ إِبْرَاهِیمُ علیه السلام أَبِی‏ غَیُوراً وَ أَنَا أَغْیَرُ مِنْهُ وَ أَرْغَمَ اللَّهُ أَنْفَ مَنْ لَا یَغَارُ مِنَ الْمُؤْمِنِین‏»،[3]؛ «پدرم ابراهیم با غیرت بود و من با غیرت‌تر از اویم. خدا بینى مؤمنى را كه غیرت ندارد، به خاك مى‌مالد.»

ب: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در بیانی دیگر فرموده‌اند: «الغَیْرَةُ من الإیمان، و المِذَاء من‏ النِّفَاق‏»،[4]؛ «غیرت از ایمان است و بى بند و بارى از نفاق.»

ج: امام علی علیه السلام می‌فرمایند: «ثَمَرَةُ الشَّجَاعَةِ الْغَیْرَةُ»،[5]؛ «غیرت میوه شجاعت است».

د: امیر المومنین علی علیه السلام در بیانی دیگر فرموده‌اند: «اذَا لَمْ یَغَرِ الرَّجُلُ، فَهُوَ مَنْكُوسُ‏ الْقَلْب‏»،[6]؛ «اگر انسانى غیرت نداشته باشد قلب و فكرش وارونه است»

ه: امام صادق علیه السلام در این زمینه می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ- تَبَارَكَ وَ تَعَالى‏ غَیُورٌ یُحِبُّ كُلَ‏ غَیُور»،[7]؛ «خداوند، غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد.»

 در این میان، یکی از صحنه‌هایی‌که بیانگر به جوش آمدن غیرت است، در روز عاشوراست، زمانی‌که امام حسین علیه السلام همه یارانش به شهادت رسیدند، و تیرها و نیزه‌ها از هر سو بدن مبارک امام را نشانه می‌گرفتند، در این هنگام دجّال صفتان و خنّاسانی به فرماندهی شمر ملعون، بین امام و خیمه‌های آن‌حضرت فاصله شدند و قصد حمله به خیمه‌های امام را داشتند، که امام علیه السلام در این لحظه فرمودند: «وَیْلَکُمْ یَا شِیعَةَ آلِ أَبِی سُفْیَانَ إِنْ لَم یَکُنْ لَکُمْ دِینٌ وَ کُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَکُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیَاکُم‏»،[8]؛ «ای پیروان آل ابو سفیان اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌هراسید، در دنیایتان آزاده باشد.»

این فرمایش امام علیه السلام که عنصر غیرت در آن موج می‌زند، بیانگر آن است‌که نهى از منكر حتى در لحظات آخر عمر، بر انسان واجب است و این‌که حمایت از ناموس از بزرگترین واجبات است.

 آری امثال علی خلیلی‌ها که شاهرگ غیرتشان در گوشه و کنار این مملکت آماج تیزی قرار می‌گیرد، و در خون خود مظلومانه می‌غلطند و گاه بدون حمایت مسئولین، غریبانه رها می‌شوند، انسان‌های وارسته و غیرتمند و آزاده‌ای هستند که برای حفظ ناموس این مرزو بوم به شهادت رسیده‌اند.

امیدواریم که مسئولین ذی‌ربط در این موارد با حمایت‌های گرم و جدّی خود نگذارند این رگ‌های غیرت خشک شود و مانع این شوند که اراذل و اوباش و خناس صفتان، این نوع کارهای شنیع را ادامه دهند و آن‌ها را به سزای اعمال ننگینشان برسانند.

--------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

[1].جامع السعادات، ج ۱، ص266

[2].تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج 4، ص 280

[3].مکارم الاخلاق،ص239

[4].الفایق فی غریب الحدیث،ج3،ص232

[5].غررالحکم و دررالکلم،ص327

[6].کافی،ج11،ص229

[7].کافی،ج11،ص229

[8].ابن طاووس، على بن موسى، ترجمه، فهرى زنجانى، احمد، اللهوف على قتلى الطفوف، ص 120، جهان، تهران، چاپ اول، 1348ش


منبع:http://www.jonbeshnet.ir/news/27585




طبقه بندی: شهدا، 
برچسب ها: شهید علی خلیلی، نهی از منکر،  

تاریخ : 1393/01/17 | 11:37 ق.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات


« الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [سوره رعد/28]» 
«بازآمدگان به سوى خدا کسانى اند که به او ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خدا آرام مى گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دل ها آرامش مى یابد»
سوالی که در باره آرامش پیش میاد این هست که دلها و بویژه دل مومن، با یاد خدا آرام می گیرد، اما در آیات دیگری می خوانیم هر گاه مومن خدا را یاد کند دلش به لرزه می افتد «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ » [1] آیا این لرزش و آرامش می تواند در یکجا جمع شوند؟ راه توجیه آن چیست؟
پاسخ:
برای تصور وجود این همزمان بودن آرامش و لرزش در یک فرد، توجه به این مثال ها راهگشا می باشد:
الف: گاهی انسان بخاطر وجود همه مقدمات، اطمینان و آرامش دارد،اما در عین حال از نتیجه هم نگران و بیمناک است.مثل جراح متخصصی که به علم و کار خود مطمئن است ولی باز در هنگام عمل یک شخص مهم دلهره دارد.
ب: فرزندان، هم به وجود والدین، احساس آرامش می کنند و هم از آنها حساب می برند و می ترسند.

[1].سوره انفال/2.




طبقه بندی: قرآن و تفسیر، 
برچسب ها: خدا، آرامش، اضطراب،  

تاریخ : 1393/01/16 | 11:33 ق.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات


چون دار وندار هسته ای "وا"دادند
جایش سبدی به ما زکالا دادند
آن "حق مسلم "که به جایی نرسید
این "حق سکوت"است که حالا دادند...






پ.ن:
البته من که نگرفتم وقصد گرفتن ندارم چون این رو تحقیر می دونم ازباب.....پولش رو میریختن تو حساب!!!
بااین دولت فرسوده ای که ما داریم برگردوندن مارو به دهه 60.

 آقایون ماحواسمون جمع هست و داریم رصد می کنیم و بدونید اگر عزت کشوردر مسایل خارجی وهسته ای پایین بیاد البته مقداری عزتمون کم شده یقه شمارو می گیریم






طبقه بندی: شعر،  سیاسی و طنز سیاسی، 
برچسب ها: سبد کالا، حق مسلم، هسته ای، شعر،  

تاریخ : 1392/11/16 | 11:41 ق.ظ | نویسنده : محمد شمسیان | نظرات

تعداد کل صفحات : 24 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...